ابن عربی

شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مناجات» ثبت شده است

مناجات با حضرت شیخ اکبر (2)

ابیات زیر را که از جناب عارف قیومی مولوی است خطاب به حضرت شیخ عرضه می داریم :

ای بداده دیده های خلق را حیرانی یی         
وی ز لشگر های عشقت هر طرف ویرانه یی
ای مبارک چاشتگاهی که آفتاب روی تو       
 عالم دل را کند اندر صفا نورانی یی
دم به دم خط می دهد جان ها که ما بنده ی توایم        
ای سراسر بندگی عشق تو سلطانی یی
تا چه می بینند جان ها هر دمی در روی تو
وز چه باشد هر زمانیشان چنین رقصانی یی 
از چه هر شب چاسبان بام عشق تو شوند
وز چه هر روزی بودشان بر درت دربانی یی
این چه جام است این که گردان کرده ای بر جان ها
آب حیوان است این یا آتشی روحانی یی
این چه سر گفتی تو با دل ها که خصم جان شدند
این چه دادی درد را تا می کند درمانی یی
روستایی را چه آموزید نور عشق تو
تا ز لوح غیب دادش هر دمی خط خوانی یی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۱ بازديد

مناجات با حضرت شیخ اکبر

اشعار زیر را که از جناب مولوی است به محضر حضرت برزخ البرازخ شیخ اکبر سیدی محیی الدین بن عربی با توجه کامل تقدیم می داریم :

خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو
ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو
شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید
من شبم تو ماه من بر آسمان بی من مرو
خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل
تو گلی من خار تو در گلستان بی من مرو
در خم چوگانت می تازم چو چشمت با من است
همچنین در من نگر بی من مران بی من مرو
وای آن کس کو در این ره بی نشان تو رود
چو نشان من تویی ای بی نشان بی من مرو
وای آن کو اندر این ره می رود بی دانشی
دانش راهم تویی ای راه دان بی من مرو
دیگرانت عشق می خوانند و من سلطان عشق
ای تو بالاتر ز وهم این و آن بی من مرو

توجه : البته این اشعار را جناب مولوی برای محیی الدین نسروده بنده مطابق با حال خویش این اشعار را زبان حال خود خطاب به حضرتش قرار دادم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۳ بازديد