ابن عربی

شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روش سیر و سلوک» ثبت شده است

لزوم تبعیت از استاد

حضرت شیخ اکبر را رساله ایست با نام «ما لا یعول علیه» که بسیار راه گشا در امر سلوک معنوی است.
دو نکته از این رساله را که در باب لزوم تبعیت از استاد است به عزیزان تقدیم می نماییم :
کل عمل و ترک لا یکون الشخص فیه تابعا فلا یعول علیه و إن کان أشق من عمل التبعیه.
قال الشبلی فی هذا المقام : کل عمل لا یکون عن أثر فهو هوی النفس.

کل مجاهده لا تکون علی ید شیخ لا یعول علیها و کذلک کل ریاضه .
و الریاضه تحمل أذی النفس و المجاهده تحمل الأذی البدنی
 

ترجمه:
هر عملی که سالک انجام می دهد و همچنین هر کاری را که ترک می کند و از آن دوری می نماید اگر که در آن عمل و ترک تابع شخصی نباشد ( و به دستور کسی نباشد ) بر آن عمل اعتماد و تکیه ای نیست حتی اگر سخت تر از عملی باشد که بواسطه ی تبعیت انجام می دهد.
جناب شبلی در این رابطه فرموده : هر عملی که در آن پیروی کسی نباشد هوای نفس است .
هر مجاهده ای و همچنین هر ریاضتی که در محضر شیخ و استاد و به فرمان او نباشد بر آن اعتماد و تکیه ای نیست .
ریاضت آن چیزی است که سختی نفس در آن وجود دارد و مجاهده سختی بدنی و جسمی .
توضیحی از راقم:
سر فرمایش حضرت شیخ به این برمی گردد که اگر شخصی از جانب خود کاری را ولو اینکه کار خیر و سختی نیز باشد انجام دهد در واقع اظاعت نفس خویش را نموده چرا که نفس اوست که به آن عمل فرمان داده و به ذهنش خطور داده است . لذا با این عمل از حیطه  یاطاعت نفس خارج نمی شود و راهی بسوی فنای نفس بر او باز نمی شود . امام اگر شخصی عملی را بواسطه ی اینکه شخصی فرمان داده انجام دهد ولو عمل راحت تری از عملی باشد که نفسش فرمان داده ، چنین عملی باعث خروج او از دایره ی اطاعت نفس می شود . لذا جناب شبلی هم فرمود هر عملی که بدون تبعیت باشد هوای نفس است . و کلا تبعیت و محو در کسی نفس انسان را از بین می برد و سر لزوم استاد هم همین است. البته  باید از شخصی که استاد کامل است اطاعت نماید تا او را به خدا برساند. و اطاعت از شخصی که هوای نفس دارد نفس را قوی تر کرده و هوای نفس را د راو نیز تقویت می نماید . شخص مثل کسی می شود که از او تبعیت دارد.
قابل توجه است که مقصود حضرت شیخ این نیست که چنین عملی دارای ثواب نیست بلکه مقصود این است که این عمل برای هدف نهایی از سلوک کارایی چندانی ندارد . 
تقدیم به روح پر فتوح حضرت شیخ صلوات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۴ بازديد

دستورالعمل برای سالک از کتاب ما لا بد للمرید (قسمت چهارم)

دائم الوضو بودن
یکی از مطالب مهمه در سیر انسانی دایم الوضو بودن و دوام بر طهارت است . در ادامه دستوری از جناب حضرت شیخ نقل می گردد که اشاره به همین مطلب دارد.
« و مما لابد منه الجلوس علی طهاره دائما و متی احدثت توضأت و متی توضأت صل رکعتین إلا أن تکون فی وقت کراهه نهیت عن ایقاع الصلاه فیه و هی ثلاثه اوقات: طلوع الشمس الی وقت استوائها الا یوم الجمعه، بعد العصر الی غروبها، و عند الزوال.»
از جمله اموری که سالک باید حتما رعایت نماید بودن دایمی بر طهارت است بطوری که هر گاه طهارت او از بین رفت وضو بگیرد و بعد از هر وضویی دو رکعت نماز بخواند مگر اینکه در اوقاتی باشد که خواندن نماز مستحبی در آن وقت مکروه باشد.
اوقاتی که خواندن نماز مستحبی در آن وقت مکروه و مورد نهی است سه وقت می باشد:
1 ـ هنگام طلوع خورشید تا زمان 
2 ـ بعد از نماز عصر ( نماز عصری که در وقت مخصوص خود خوانده می شود نه نماز عصری که بلافاصله بعد از نماز ظهر خوانده شود ) تا غروب خورشید 
3 ـ هنگام زوال خورشید
در روایات نیز این مطلب وارد شده است:
«الحسن بن محمد الدیلمی فی ( الإرشاد ) قال: قال النبی ( صلى الله علیه وآله ): یقول الله تعالى: من أحدث ولم یتوضأ فقد جفانی، ومن أحدث وتوضأ، ولم یصل رکعتین (1)، فقد جفانی، ومن أحدث وتوضأ، وصلى رکعتین، ودعانی، ولم أجبه فیما سألنی من أمر دینه ودنیاه، فقد جفوته، ولست برب جاف.»
حضرت علامه حسن زاده آملی می فرمایند: در باب سیزدهم و باب بیستم ارشاد القلوب دیلمی آمده است که:
«قال النبی صلی الله علیه وآله: یقول الله تعالی: من احدث ولم یتوضا فقد جفانی، و من احدث و توضا ولم یصل رکعتین فقد جفانی، و من صلی رکعتین ولم یدعنی فقد جفانی، و من احدث و توضا و صلی رکعتین و دعانی فلم اجبه فی ما یسال من امر دینه و دنیاه فقد جفوته ولست برب جاف.»
حالا که در این عمل سهل رخیص چنین نتیجه عظیم نفیس است خوشا حال آن که از علو همت خود بعد از ادای این دستور از حق تعالی مطلبی بخواهد که آن را زوال و نفاد نباشد، اعنی حلاوت ذکر و لذت لقا و شرف حضور بخواهد، و زبان حالش این باشد که:
ما از تو نداریم به غیر از تو تمنا
حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۲ بازديد

دستور العمل برای سالک از کتاب فیما لا بد للمرید (قسمت دوم)

محاسبه ی نفس
جناب حضرت شیخ روحی فداه در کتاب شریف ما لا بد للمرید به سالک الی الله دستور العمل محاسبه ی نفس می دهند.
حضرتش می فرمایند:
و مما لا بد منه محاسبتک نفسک و مراعاه خواطرک فی الاوقات . ثم أشعر نفسک الحیاء  من الله تعالی . فإنک إذا استحییت من الله منعت قلبک أن یخطر فیه خاطر یذمه الشرع أو تتحرک بحرکه لا یرتضیه الحق. و لقد کان لنا شیخ یقید حرکاته فی الصحیفه ثم إذا جنه اللیل وضعها بین یدیه ثم یحاسب نفسه علی ما فیها و قد زدت علی شیخی بتقییدی خواطری.
از جمله چیزهایی که تو ( سالک ) باید انجام دهی محاسبه ی نفست و مراعات خواطر و خطورات ذهنیت  می باشد. و بعد اینکه لباس حیاء از خداوند بر تن نمایی چرا که تو اگر از خداوند تعالی حیاء نمایی قلبت را از اینکه در آن فکری که شارع و خداوند آن را نکوهش کرده اند و یا اینکه حرکتی انجام دهی که حق آن را نمی پسندد باز می داری.
من استادی داشتم که او حرکات خویش را در دفتری ثبت می فرمود و زمانی که تاریکی شب همه جا را فرا می گرفت آن را در مقابل خود می گشود و بر طبق آن نفس خویش را مورد محاسبه قرار می داد و من ( شیخ اکبر ) بیشتر از استاد خویش انجام می دادم و خطورات و افکار ذهنی خویش را نیز ثبت می نمودم.
توضیحی از راقم :
از جمله چیزهایی که در سلوک به مرید دستور داده می شود انجام محاسبه ی نفس است . این عمل تا آنجایی مهم است که در روایتی از حضرت امام موسی بن جعفر صلوات الله علیه نقل گردیده که : لیس منا من لم یحاسب نفسه . یعنی هر کس نفس خویش را محاسبه ننماید از ما نیست .
در واقع محاسبه ی  نفس جزیی از یک فرآیند است: مشارطه ـ مراقبه ـ محاسبه ـ معاتبه ـ معاقبه 
1. مشارطه: یعنی اینکه سالک الی الله در ابتدای روز اموری را که در برنامه ی سلوکی خود دارد بر نفس خویش عرضه و تلقین نماید و با خود شرط نماید که آنها را به بهترین صورت در طول روز انجام دهد .
2. مراقبه: یعنی در طول روز کاملا مراقبت نماید که مبادا از آن مواردی که در مرحله ی قبلی بر نفس خویش شرط نمود غفلت شود .
3. محاسبه: در پایان روز محاسبه نماید که تا چه حد موفق بر انجام اموری شد که متعهد به انجام آنها شده بود . اگر موفق به اجرای کامل برنامه ی خود شده خداوند تعالی را شکر گزار باشد و در خواست توفیق بیشتر نماید و اگر موفق نبوده وارد دو مرحله  ی بعدی می گردد :
4. معاتبه: یعنی نفس خویش را مورد عتاب و نکوهش بر نا فرمانی های انجام شده نماید .
5. معاقبه: یعنی نفس خویش را به دلیل نافرمانی مورد عقوبت قرار دهد . مثلا صدقه ای دهد و یا در ازای خطاهایش مقدار معینی از تلاوت قرآن قرار دهد و یا نفس را از برخی از اموری که مورد میلش است باز دارد.

یکی از دلایل اهمیت محاسبه ی نفس این است که این دستور شریف باعث می شود انسان تصور درستی از اعمال و رفتار خویش به دست آورد و بداند که خدای ناکرده با چه سرعتی به سمت هلاکت پیش می رود چرا که هنگامی که انسان خطاهای خود را ثبت نماید و در پایان روز نظر نماید و ببیند که در یک روز چه مقدار مرتکب خلاف شده ممکن است به خود بیاید و توبه نماید و مصمم در مراعات اعمال خویش گردد ولی اگر انسان محاسبه ننماید متوجه زیادی خزای خود نمی گردد چرا که به تریج در طول روز از او صادر شده و مورد فراموشی هم قرار می گیرد ولی اگر در پایان روز همه ی آنها را با هم ببیند حساب کار ذستش می آید.
البته محاسبه ی نفس نیار به مراقبت کامل در طول روز دارد تا بداند په کارهایی از او سر زده تا شب بتواند محاسبه نماید .
نکته ی مهم اینکه در حسابرسی و محاسبه ی نفس انسان باید با نفس خود همانند دشمن خویش رفتار کند و به اصطلاح مو را از ماست بکشد و مسامحه کاری نکند .
در ثبت اعمال در دفتر نیز برکلت و فواید بی شماری وجود دارد .
حسن ختام این بحث را فرمایشی نورانی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام قرار می دهیم کسی که همه ی بزرگان ریزه خواره خوان پر برکت ایشان و آباء بزرگوار و فرزندان صاحب عصمت ایشانند : 
«یَا ابْنَ جُنْدَب حَقٌّ عَلى کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا اَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فى کُلِّ یَوم و لَیْلَة عَلى نَفْسِهِ فَیَکُونُ مُحاسِبَ نَفْسِهِ فَاِنْ رَأى حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها و اِنْ رَأى سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخْزى یَوْمَ القیامةِ.»
ای پسر جندب بر هر مسلمانی که ما را می شناسد حق و ثابت است اعمال خویش را در هر روز و شب بر نفس خویش عرضه بدارد و حسابگر نفس خویش باشد . اگر در صحیفه ی اعمال خود حسنه و نیکی دید طلب طیادی آن را نماید و اگر سیءه و بدی دید طلب بخشش نماید تا روز قیامت خوار نگردد.

برای شادی روح پر فتوح سید و سرورم حضرت شیخ اکبر حمد تلاوت نمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۷ بازديد

دستورالعمل هایی برای سالک الی الله از کتاب ما لا بد للمرید (قسمت اول)

مقدمه:
جناب اوحد الموحدین شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی سلام الله علیه رساله  ی شریفی را به نام «الکنه فیما لا بد للمرید» تالیف فرموده اند که بحق بسیار راه گشا برای سالکلین کوی دوست می باشد.
نام کتاب الکنه فیما لا بد للمرید است؛ کنه به معنی نهایت هر چیز است و فیما لا بد للمرید نیز به معنی : پیرامون چیز هایی است که مرید و سالک از آنها ناگزیر است .
از نام شریف کتاب می توان به اهمیت فوق العاده آن پی برد. حضرت شیخ در این کتاب چیزهایی را که طالب کمال را چاره ای  جز بکار بستن آنها برای وصول به حق ندارد بیان فرموده اند. 
به یاری حضرت شیخ برخی از نکته های این کتاب ترجمه می شود و در قسمت های مختلف برای عزیزان قرار داده می شود.
 

یجب علیک تعظیم من عظم الله تعالی و رسوله ثم التسلیم لاهل هذه الطریقه فیما یحکی عنهم من الحکایات و کلما تری منهم مما لا یسع العقل و لا العلم.
بر تو ( سالک ) واجب است که هر آنچه را که خداوند تعالی و رسولش بزرگ شمرده اند بزرگ بدانی و همجنین لازم است تسلیم اهل این طریقه و راه ( تصوف و عرفان ) باشی در حکایاتی که از آنها نقل می شود و در هر چیزی که از آنها می بینی  که عقل و علمت بدان ها راه ندارد.

مما لا بد منه الصمت الا عن ذکر الله تعالی و تلاوه القرآن الکریم و ارشاد الضال و الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر و الاصلاح بین المتهاجرین و التحریض علی الصدقه بل علی کل خیر.
از چیز هایی که سالک الی الله باید انجام دهد سکوت است . جناب شیخ دستور به سکوت می دهند الا در موارد زیر که مجاز به باز کردن دهان و سخن گفتن است:
                          ذکر خدا
                          تلاوت قرآن کریم 
                          ارشاد و راهنمایی شخص گمراه
                          امر به معروف و نهی از منکر
                          اصلاح بین دو نفر
                          تحریک مردم بر صدقه دادن و بلکه بر انجام هر کار خیری.

3ـ  مما لابد للمرید طلب شخص موافق یعینک علی ما انت بصدده و سبیله .
از چیزهایی که برای تو لازم است و چاره ای از انجام دادن آن نداری طلب شخصی است که با تو موافق و هم نظر و همراه باشد تا تورا در آنچه که به صدد انجام آن هستی و در راه آن هستی که همان راه معرفت حق است کمک نماید.

ایاک و صحبه الضد.
بر تو لازم است که به شدت از همراهی و صحبت شخصی که ضد با طریق عرفان و سلوک الی الله است پرهیز نمایی.

و مما لابد منه قله الطعام فان الجوع یورث النشاط فی الطاعه و یذهب الکسل.
و از جمله ی چیزهایی که سالک را چاره ای از انجام آن نیست کمی غذا است . چرا که گرسنگی نشاط در عبادت را به دنبال دارد و کسالت را از بین می برد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۱ بازديد