ابن عربی

شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی

۴۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ابن عربی» ثبت شده است

دستور حضرت شیخ به اذان گفتن در موقع خواندن نماز

جناب حضرت شیخ روحی لتراب مضجعه الفداء در کتاب شریف وصایا سفارش به اذان و اقامه می فرمایند:
وصیه: علیک بالأذان لکل صلاه أو تقول ما یقول الموذن إذا أذن . و اذا اذنت فارفع صوتک فإن الموذن یشهد له یوم القیامه مدی صوته من رطب و یابس . و لو علم الإنسان ما فی الأذان ما ترکه. و أذنت یوما فکلما ذکرته کلمه من الاذان کشف الله عن بصری فرأیت ما لها مد البصر من الخیر . فعاینت خیرا عظیما  لو رآه الناس العقلاء لذهلوا کل کلمه . و قیل لی هذا الذی رأیت ثواب الأذان .
ترجمه: بر تو باد به اذان گفتن برای هر نماری و یا اینکه (اگر شخصی در حال اذان گفتن است) آنچه که موذن می گوید را تکرار نما. و اذان را با صدای بلند بگو چرا که در روز قیامت هر تر و خشکی که صدای موذن در هنگام اذان گفتن به آنها می رسیده  به نفع  او شهادت می دهند. اگر مردم می دانستند که در اذان گفتن چه چیزهایی وجود دارد آن را ترک نمی کردند .
سپس حضرت شیخ که جانم بفدایش باد واقعه ای ( مکاشفه ای ) را از خود نقل می فرمایند: روزی در هنگام اذان گفتن در هنگام  به ازای هر حرفی ار اذان پرده ای از مقابل چشمانم برداشته می شد و خیرات و برکات آن کلمه را میدیدم که تا جایی که چشم کار می کند بود . پس خیر عظیمی را دیدم که اگرعقلای از مردم می دیدند غافل میگشتند و هر سخنی را از یاد می بردند . در آن هنگام به من گفته شد: این چیزی که دیدی ثواب اذان است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۵ بازديد

عکس های مرقد مطهر شیخ اکبر محیی الدین بن عربی

روضه من ریاض الجنه : تصاویر بارگاه ملکوتی حضرت شیخ
مسجد و مرقد مطهر و ملکوتی جناب شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در شهر دمشق قریه ی صالحیه بر روی دامنه ی جبل قاسیون زیارتگاه عشاق و رهروان این عارف کبیر می باشد .
پیکر مطهر حضرت شیخ در مقبره خصوصی قاضی محیی الدین محمد دفن شد .
کوه قاسیون در قسمت شمال شهر دمشق واقع شده و مشرف بر شهر می باشد .
معروف است که غار اصحاب کهف در این شهر می باشد .
در کنار حضرت شیخ اکبر دو پسر ایشان و عبدالقادر جزایری مجاهد و مبارز الجزایری نیز مدفونند . عبدالقادر را در زمان ناپلئمن سوم از الجزایر تبعید کردند . او بازمانده ی عمر خد را به انتشار آثار شیخ اکبر که خود از پیروان مکتب او بود اختصاص داد .
در کوچه پس کوچه های منطقه "شیخ محیی الدین" دمشق که پر از بناهای قدیمی با معماری خاص دمشق است، مسجد و مقبره شیخ محیی الدین ابن عربی، عارف شهیر اسلامی قرار دارد که چشمه جوشان عرفان اسلامی است.

           

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۳۴ بازديد

دستور العمل برای سالک از کتاب فیما لا بد للمرید (قسمت دوم)

محاسبه ی نفس
جناب حضرت شیخ روحی فداه در کتاب شریف ما لا بد للمرید به سالک الی الله دستور العمل محاسبه ی نفس می دهند.
حضرتش می فرمایند:
و مما لا بد منه محاسبتک نفسک و مراعاه خواطرک فی الاوقات . ثم أشعر نفسک الحیاء  من الله تعالی . فإنک إذا استحییت من الله منعت قلبک أن یخطر فیه خاطر یذمه الشرع أو تتحرک بحرکه لا یرتضیه الحق. و لقد کان لنا شیخ یقید حرکاته فی الصحیفه ثم إذا جنه اللیل وضعها بین یدیه ثم یحاسب نفسه علی ما فیها و قد زدت علی شیخی بتقییدی خواطری.
از جمله چیزهایی که تو ( سالک ) باید انجام دهی محاسبه ی نفست و مراعات خواطر و خطورات ذهنیت  می باشد. و بعد اینکه لباس حیاء از خداوند بر تن نمایی چرا که تو اگر از خداوند تعالی حیاء نمایی قلبت را از اینکه در آن فکری که شارع و خداوند آن را نکوهش کرده اند و یا اینکه حرکتی انجام دهی که حق آن را نمی پسندد باز می داری.
من استادی داشتم که او حرکات خویش را در دفتری ثبت می فرمود و زمانی که تاریکی شب همه جا را فرا می گرفت آن را در مقابل خود می گشود و بر طبق آن نفس خویش را مورد محاسبه قرار می داد و من ( شیخ اکبر ) بیشتر از استاد خویش انجام می دادم و خطورات و افکار ذهنی خویش را نیز ثبت می نمودم.
توضیحی از راقم :
از جمله چیزهایی که در سلوک به مرید دستور داده می شود انجام محاسبه ی نفس است . این عمل تا آنجایی مهم است که در روایتی از حضرت امام موسی بن جعفر صلوات الله علیه نقل گردیده که : لیس منا من لم یحاسب نفسه . یعنی هر کس نفس خویش را محاسبه ننماید از ما نیست .
در واقع محاسبه ی  نفس جزیی از یک فرآیند است: مشارطه ـ مراقبه ـ محاسبه ـ معاتبه ـ معاقبه 
1. مشارطه: یعنی اینکه سالک الی الله در ابتدای روز اموری را که در برنامه ی سلوکی خود دارد بر نفس خویش عرضه و تلقین نماید و با خود شرط نماید که آنها را به بهترین صورت در طول روز انجام دهد .
2. مراقبه: یعنی در طول روز کاملا مراقبت نماید که مبادا از آن مواردی که در مرحله ی قبلی بر نفس خویش شرط نمود غفلت شود .
3. محاسبه: در پایان روز محاسبه نماید که تا چه حد موفق بر انجام اموری شد که متعهد به انجام آنها شده بود . اگر موفق به اجرای کامل برنامه ی خود شده خداوند تعالی را شکر گزار باشد و در خواست توفیق بیشتر نماید و اگر موفق نبوده وارد دو مرحله  ی بعدی می گردد :
4. معاتبه: یعنی نفس خویش را مورد عتاب و نکوهش بر نا فرمانی های انجام شده نماید .
5. معاقبه: یعنی نفس خویش را به دلیل نافرمانی مورد عقوبت قرار دهد . مثلا صدقه ای دهد و یا در ازای خطاهایش مقدار معینی از تلاوت قرآن قرار دهد و یا نفس را از برخی از اموری که مورد میلش است باز دارد.

یکی از دلایل اهمیت محاسبه ی نفس این است که این دستور شریف باعث می شود انسان تصور درستی از اعمال و رفتار خویش به دست آورد و بداند که خدای ناکرده با چه سرعتی به سمت هلاکت پیش می رود چرا که هنگامی که انسان خطاهای خود را ثبت نماید و در پایان روز نظر نماید و ببیند که در یک روز چه مقدار مرتکب خلاف شده ممکن است به خود بیاید و توبه نماید و مصمم در مراعات اعمال خویش گردد ولی اگر انسان محاسبه ننماید متوجه زیادی خزای خود نمی گردد چرا که به تریج در طول روز از او صادر شده و مورد فراموشی هم قرار می گیرد ولی اگر در پایان روز همه ی آنها را با هم ببیند حساب کار ذستش می آید.
البته محاسبه ی نفس نیار به مراقبت کامل در طول روز دارد تا بداند په کارهایی از او سر زده تا شب بتواند محاسبه نماید .
نکته ی مهم اینکه در حسابرسی و محاسبه ی نفس انسان باید با نفس خود همانند دشمن خویش رفتار کند و به اصطلاح مو را از ماست بکشد و مسامحه کاری نکند .
در ثبت اعمال در دفتر نیز برکلت و فواید بی شماری وجود دارد .
حسن ختام این بحث را فرمایشی نورانی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام قرار می دهیم کسی که همه ی بزرگان ریزه خواره خوان پر برکت ایشان و آباء بزرگوار و فرزندان صاحب عصمت ایشانند : 
«یَا ابْنَ جُنْدَب حَقٌّ عَلى کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا اَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فى کُلِّ یَوم و لَیْلَة عَلى نَفْسِهِ فَیَکُونُ مُحاسِبَ نَفْسِهِ فَاِنْ رَأى حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها و اِنْ رَأى سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخْزى یَوْمَ القیامةِ.»
ای پسر جندب بر هر مسلمانی که ما را می شناسد حق و ثابت است اعمال خویش را در هر روز و شب بر نفس خویش عرضه بدارد و حسابگر نفس خویش باشد . اگر در صحیفه ی اعمال خود حسنه و نیکی دید طلب طیادی آن را نماید و اگر سیءه و بدی دید طلب بخشش نماید تا روز قیامت خوار نگردد.

برای شادی روح پر فتوح سید و سرورم حضرت شیخ اکبر حمد تلاوت نمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۷ بازديد

معرفی حضرت مهدی علیه السلام در کلام شیخ اکبر

عارف عظیم الشأن شیخ أکبر محیی الدین بن عربی در باب 366 کتاب مستطاب «فتوحات مکیه» در مقام معرفی امام زمان می فرمایند: « أنّ لله خلیفه یخرج من عتره رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم من ولد فاطمه یواطی اسمه اسم رسول الله جدّه الحسین بن علی بن أبی طالب یبایع بین الرکن و المقام یشبه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فی الخلق بفتح الخاء و ینزل عنه فی الخلق بضم» در ادامه می فرماید: «أسعد الناس به أهل الکوفه».
ترجمه:
«همانا برای خداوند خلیفه و جانشینی است که خروج می کند. او از عترت رسول الله و از پسران  فاطمه می باشد که نامش با نام رسول الله مطابقت دارد جدّ او حسین بن علی بن أبی طالب است. مردم با او در بین رکن و مقام بیعت می کنند در خلقت و خلق ظاهر با رسول الله شباهت دارد و در خُلقش از او پایین تر است».
این عبارات در همه ی نسخه های کتاب فتوحات مکیه حتی چاپ های کنونی وجود دارد.
ذکر چند نکته:
فرمایشات حضرت شیخ در اینجا از جهات مختلفی با عقیده ی اهل سنّت در مورد قائم تفاوت دارد و مطابق با نظر شیعه می باشد:
فقط شیعیان هستند که امام زمان را الآن زنده و حاضر می دانند ولی اهل سنت می گویند نزدیک ظهور به دنیا می آید. جناب شیخ در اینجا می فرمایند برای خدا خلیفه ای است که بعدا خروج می نماید . واضح است که این عبارت ظهور در موجود بودن حضرت دارد .
فقط شیعیان هستند که حضرت را از فرزندان حضرت صدیقه از نسل امام حسین علیه السلام می دانند . که شیخ نیز همین فرمایش را دارند .
فرمود سعادت مند ترین مردم در زمان ظهور حضرت اهل کوفه هستند. شیخ بهایی در کتاب اربعین خود این عبارت را از شیخ اکبر نقل می کند و به فقراتی از آن در مورد شیعه بودن حضرت شیخ استدلال می کند من جمله به این قسمت که شیخ فرموده سعادت مند ترین مردم در زمان ظهور او مردم اهل کوفه هستند.
چرا که این اعتقاد از مختصات شیعیان است که می گویند : آفتاب امامت آن حضرت از مکه طلوع و از آنجا به کوفه رفته و کوفه را مقر حکومت خود قرار می دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۴ بازديد

نیاز به وجود امام و تصریح به ظهور حضرت حجت در کلام شیخ اکبر محیی الدین بن عربی

جناب حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در رساله ی شریفه ی تنبیهات علی علوّ الحقیقه المحمدیه العلیه فرمایند:
« التنبیه التاسع: إعلم أن القطب الذی علیه مدار احکام العالم و هو مرکز دائره الوجود من الآزل إلی الأبد واحد باعتبارحکم الکثره متعدد. فانبی فی کل عصر هو قطبه و عند انقضائه نبوه التشریع بتمام دائرتها انتقلت القطبیه إلی الأولیاء مطلقا. فلا یزال فی هذه المرتبه واحد منهم قایم هذا المقام لیحفظ الله تعالی به هذا الترتیب و النظام إلی أن ظهر خاتم الأولیاء الذی هو خاتم الولایه المطلقه والله أعلم ». مجموعه رسایل شیخ اکبر صفحه 407
ترجمه:
تنبیه نهم: بدان که قطبی که مدار احکام نظام هستی بر اوست که مرکز دایره وجود و کل عالم است از ازل تا ابد حقیقتا یکی است و به اعتبار حکم کثرت متعدد گردد. پس نبی در هر عصر و زمانی قطب و مرکز نظام وجود زمان است و هنگامی که نبوت تشریعی خاتمه پذیرد قطبیت به اولیاء منتقل گردد. و پیوسته یکی از اولیاء در مقام قطبیت قایم است تا بسبب او خداوند عالم و نظام هستی را حفظ فرماید تا اینکه خاتم اولیاء ظهور نماید که او خاتم ولایت مطلقه می باشد».
بر صاحب بصیرت و خالی از غرض واضح است که نکات فراوانی در این عبارات وجود دارد که دلالت صریح بر تشیع جناب شیخ اکبر دارد که به چند مورد از آن اشاره می نماییم.
اعتقاد به قطبیت. 
ایشان قطب را نقطه ی پرگار نظام وجود و حافظ عالم و مرکز دایره ی وجود می داند و اعتقاد دارد که در هر عصری یک قطب وجود دارد که سبب حفظ نظام عالم است و نبی و ولی را قطب می داند.
اهل سنت چنین اعتقادی را ندارند و اگر چه آن ها نیز وجود نبی را در هر عصری قایلند لکن اولا بعد از انقضای نبوت اعتقاد به وجود ولی که همان صفت و ویژگی قطبیت را داشته باشد و مرکز نظام هستی باشد را ندارند و ثانیا برای نبی هم چنین اعتقادی را ندارند. این اعتقاد مخصوص شیعیان است که در هر عصری شخصی وجود دارد یا در قالب نبی و یا ولی و امام که قطب نظام هستی است و اگر او نباشد عالم از بین می رود. در روایتی آمده : «لولا الحجه لساخت الأرض بأهلها» یعنی اگر حجت نباشد زمین اهل خود را فرو می برد.
اهل سنت بعد از نبی قایل به وجو ولی نمی باشند و در عبارات شیخ اکبر تصریح به این مطلب شده که بعد از نبی ولی است.
و نبی و ولی جانشین او را قطب عالم و سبب حفظ نظام هستی می داند که اهل سنت چنین اعتقادی را حتی در مورد نبی هم ندارند.
در عبارت ایشان آمده که بعد از سلسله ی انبیاء سلسله ی اولیاء آغاز می گردد و سلسله ی اولیاء ادامه دارد تا زمان ظهور خاتم الأولیاء.
واضح است تصریح ایشان در این عبارت به ظهور حضرت حجت.
عده ای به جناب شیخ اشکال می کنند که ایشان خودش را امام زمان می داند چرا که خود را خاتم اولیاء دانسته است . این عبارت جناب حضرت شیخ جواب به آنها می باشد چرا که تصریح به وجود و ظهور خاتم الاولیاء دارد .
ایشان خود را خاتم اولیاء ولایت مقیده می داند و حضرت حجت را خاتم اولیاء ولایت مطلقه که در عبارت هم آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۲ بازديد

حدیث أنا مدینه العلم و علی بابها در کلام حضرت شیخ اکبر

جناب شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در کتب شریف «الدر المکنون و الجوهر المصون» که کتاب درسی علوم غریبه ی حوزه های علمیه است می فرمایند: و الامام علی ورث علم الحروف من سیدنا محمد و إلیه أشار بقوله « أنا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد العلم فعلیه بالباب »
ترجمه: امام علی به ارث برده اند علم حروف را از آقا و سرورمان محمد صلی الله علیه و آله و به همین مطلب اشاره دارد حدیث پیامبر که فرمود من شهر علمم و علی در آن است و هر که می خواهد وارد شهر علم گردد بر او باد که بسوی در برود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۹ بازديد

معرفی رساله (ما لایعول علیه)

یکی از رساله ها و کتاب های جناب حضرت شیخ اکبر محیی المله و الدین و الحق بن عربی رساله ی نوریه ای به نام « لا یعول علیه » می باشد. 
جناب حضرت ایشان در این رساله ی عرشیه که موجز و کوتاه است جملاتی کوتاه لکن بسیار راه گشا در مسیر انسانیت و سیر الی الله و رسیدن به کمال بیان فرموده اند که الحق کمک فراوانی به  سالک الی الله دارد. 
البته ناگفته نماند که جمیع رساله های حضرت شیخ سلام الله علیه از این امتیاز برخوردار هستند که حرف نهایی در توحید و معرفت پروردگار عالم را فرموده و کمکی بس عظیم به سالک الی الله دارد. 
« لا یعول علیه » به معنی "نمی شود به آن اعتماد و تکیه کرد" می باشد . حضرت شیخ در این کتاب به چیز هایی که در راه سیر الی الله می توان تکیه نمود و به چیزهایی که نمی توان تکیه نمود اشاره فرموده اند و جملات این کتاب با «لا یعول علیه» یا «یعول علیه» تمام می شود.
قسمتی از این جملات در مورد حالات سالک الی الله است که به چه حالاتی می توان تکیه نمود و یا نمی توان نظر کرد.
به توفیق الهی و استمداد از روحانیت حضرت شیخ جملاتی از این رساله ی شریفه را برای عزیزان قرار خواهیم داد.
یکی از آن جملات نورانی جمله ی زیر است: 
«کل شوق یسکن باللقاء لا یعول علیه»
        «یعنی هر شوقی که به سبب لقا و دیدار تبدیل به سکون گردد و از بین برود به آن اعتماد نمی شود و ارزش زیادی ندارد.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۹ بازديد

امیرالمومنین در کلام شیخ اکبر بن عربی

أوحد الموحدین وارث المحمدی محیی الدین بن عربی در کتاب شریف « الاسرا الی مقام الاسری » که حقایقی عرشی را از زبان پیر و سالک بیان می فرمایند در قسمتی از آن رساله ، به مقام امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام اشاره می فرمایند و حقایقی را در مورد حضرت علی علیه السلام به صورت رمز و اشاره بیان می فرمایند که فهم مراد حضرت شیخ فقط برای راسخین در علم میسر است،  لکن معنای ظاهری آن هم برای آنچه که ما به صدد آن هستیم کافی است .
این کتاب شریف هم همراه رساله های دیگر حضرت شیخ و هم به صورت مستقل و هم ترجمه ی آن مستقلا چاپ شده است .
ما در اینجا به ذکر ترجمه ی قسمت مورد نظر آن می پردازیم تا استفاده ی از آن عمومی تر باشد: « سالک گفت: در آستانه ی در قصر از دربان پرسیدم اینجا چه خبر است ؟ گفت: پیمان همسری بسته شد . اجازه گرفتم و وارد شدم . عروسی پوشیده درآمد . گفتم مرحبا به این ازدواج سعادت مند و بشارت باد به عروس و داماد .
وقتی سخنم پایان یافت آوایی شنیدم چون نسیم صبا، اشعاری در وصف عروس که نامش زهرا بود خواند .
به عروس گفتم تو را شناختم، مقام شوهرت را به من بشناسان . فرمود از حقیقتی پرسیدی که درک نمی شود اما من به اندازه ی فهم تو او را معرفی می کنم. هذا أمین الأمناء و جمال الأنبیاء و بعل الزهراء،  این امین امانت داران و جمال انبیا و شوهر زهرا است » .
تک تک کلمات رمز است و اشاره به حقایقی دارد لکن در اینجا حضرت شیخ تصریح دارند بر اینکه مقام امیرالمومنین علی علیه السلام قابل درک نیست و این خود برای کسی که دنبال حقیقت است کافی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۰ بازديد

تصریح به جانشین بودن علی بن ابی طالب و حدیث انا مدینه العلم در کلام شیخ اکبر بن عربی

شیخ اکبر محیی الدین بن عربی سلام الله علیه در رساله ی شریفه ی الاسراء الی مقام الاسری که در پست قبلی شرح آن گذشت فرموده است: « سالک گفت: از مسجد وصی پرسیدم. پیری را دیدم به من گفت: قصد کجا داری ؟ گفتم آهنگ مدینه الرسول . گفت: چه می خواهی از شهری که آثار آن کهنه شده و نورش خاموش گشته ؟ گفتم: منظورم خاک نیست، به ماه تابناک و عنصر پاک آن نظر دارم. گفت: آیا سخن رسول خدا را درباره ی آن نشنیده ای که فرمود و علی بابها، علی در آن شهر است، هر که قصد آن شهر را دارد باید قصد در آن را نماید ».
وصی یعنی جانشین که در مورد امیرالمومنین در این فرمایشات بکار رفته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۸ بازديد

سخن حضرت شیخ اکبر در مورد امیرالمومنین علی علیه السلام

جناب حضرت شیخ اکبر محیی المله و الدین بن عربی در رساله ی شریفه ی القدس پس از ذکر مطلبی درباره ی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: هذا علی بن ابی طالب باب مدینه علم النبوی و صاحب الاسرار و امامها.[این است مدینه و شهر علوم پیامبر و صاحب اسرار و امام اسرار.]
سپس دو روایت در مورد زهد و عبادت جناب امیرالمومنین از ضرار بن ضنره کندی و نوف بکالی نقل می فرمایند و بعد از آن در ادامه می فرمایند: و مَن مثل علی و هذا مقامه و من یعادله و هذا کلامه؟
یعنی: با این مقام و جایگاهی که او دارد چه کسی مانند علی است و با این کلام چه کسی می تواند با او برابری نماید؟
توجه به این نکته ضروری است در پاسخ افرادی که می گویند ایشان از صحابه ی دیگر هم یاد می کنند که آیا چنین تعبیرات بلندی که در مورد امیرالمومنین دارند در مورد آنها هم دارند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۰ بازديد