ابن عربی

شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی

۱۸ مطلب با موضوع «اهل بیت در آثار شیخ اکبر» ثبت شده است

امام علی علیه السلام، سرّ تمام پیامبران

حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در باب ششم فتوحات مکیّه در مورد امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرمایند:
أقرب الناس إلیه (رسول الله) علی بن أبی طالب امام العالم و سر الأنبیاء أجمعین.
نزدیکترین افراد به رسول خدا علی بن ابی طالب است که امام عالم و سر تمام انبیاء می‌باشد.
شاید بتوان گفت که این جمله بالاترین مدحی است که از امیرالمومنین شده است. حضرت شیخ چنین تعبیری را برای احدی به کار نبرده‌اند.

إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَذِکْری‏ لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۷۶ بازديد

سخن حضرت شیخ اکبر درباره مقام امیرالمومنین

حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در کتاب شریف الدر المکنون و الجوهر المصون فی علم الحروف در مورد امیرالمومنین می‌فرمایند:
الإمام علی ورث علم الحروف من سیدنا رسول الله و إلیه أشار بقوله: أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد العلم فعلیه بالباب. و قد ورث علم الأولین و الآخرین و ما رأیت فیما إجتمعت بهم أعلم منه.
امام علی علیه السلام علم حروف را از سرورمان رسول الله صلّی الله علیه و آله به ارث برد و به همین مطلب اشاره دارد فرمایش رسول خدا که: من شهر علم هستم و علی علیه السلام دَرِ آن و هر کسی که اراده به دست آوردن علم را دارد بر او  لازم است که به سوی باب علم که علی علیه السلام است برود. و علی علیه السلام علم اولین و آخرین را به ارث برده و دارا است و من در بین افرادی که دیده‌ام  أعلم از علی علیه السلام نیافته‌ام.
در این فرمایشات گواه کافی بر تشیع حضرت شیخ اکیر سیدی محیی الدین وجود دارد. آیا ممکن است انسانی همانند حضرت شیخ که در آن رتبه‌ی علمی قرار دارد شخصی را اعلم بداند و وارث علم اولین و آخرین بخواند و معتقد باشد که هر کس هر علمی را می‌خواهد باید به سراغ امیرالمومنین علی علیه السلام برود (توجه شود به ال علم در روایت منقوله) ولی خود به سراغ کس دیگری برود؟؟؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۸۰ بازديد

بیان جایگاه و مقام امیرالمونین

جناب حضرت شیخ اکبر محیی الملة و الدین بن عربی در رساله‌ی شریفه‌ی القدس پس از ذکر مطلبی درباره‌ی حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرمایند:
هذا علی بن ابی طالب باب مدینة علم النبوی و صاحب الاسرار و امامها.
 این است مدینه و شهر علوم پیامبر و صاحب اسرار و امام اسرار.
سپس دو روایت در مورد زهد و عبادت جناب امیرالمؤمنین از ضرار بن ضمره کندی و نوف بکالی نقل می‌فرمایند و بعد از آن در ادامه می‌فرمایند:
و مَن مثل علی و هذا مقامه و من یعادله و هذا کلامه؟
با این مقام و جایگاهی که او دارد چه کسی مانند علی است و با این کلام چه کسی می‌تواند با او برابری نماید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۸۳ بازديد

اولین عالم به علم جفر

حضرت شیخ اکبر سیدی محیی الدین بن عربی در رساله‌ی شریفه الدر‌المکنون می‌فرمایند:
«فاعلم ان الجفر هو التکسیر الکبیر الذی لیس فوقه شیء و لم یهتد إلی وضعه من لدن آدم إلی الإسلام غیر الإمام علی کرّم الله وجهه کل ببرکة خیر الأنام و مصباح الظلام علیه أفضل الصلاة و أتم السلام»
بدانکه جفر همان تکسیر کبیر است که بالاتر از آن جیزی نمی‌باشد و از زمان آدم تا اسلام کسی به آن راه نداشته مگر امام علی کرّم الله وجهه.
همه‌ی اینها به برکت بهترین خلق و چراغ تاریکی‌ها علی علیه السلام است که برترین درودها و بالاترین سلام‌ها بر او باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۸۵ بازديد

محبت اهل بیت در آثار محیی الدین ابن عربی

ابن عربی در موارد بسیار زیادی از آثار خود درباره معرفی و محبت و طهارت و ولایت اهل بیت به تصریح و اشاره سخن گفته است. ذکر تمام آن ها از گنجایش این مقاله خارج است.
اکنون به اختصار برخی گفتار ابن عربی را که حاکی از نظر او درباره اهل بیت می باشد نقل می کنیم: در کتاب «شجره الکون» می گوید: اسلام بر پنج اصل بنا شده است... اصل پنجم اهل بیت علیهم السلام است که پنج نفرند، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین و ارکان دین بر پاداشتن ارکان شریعت و محبت یاران و مودت نزدیکان پیامبر است... اهل بیت پیامبر پنج شخصیتند که خداوند ناپاکی را از آنان زدوده، می فرماید: «اِنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکم...؛ به درستی که خداوند اراده کرده است که هر پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک دارد». پیامبر فرمود: این آیه درباره ما اهل بیت نازل شده است یعنی من و علی و فاطمه و حسن و حسین.1
او علاوه بر این که در آثارش به نقل روایت از ائمه شیعه اهتمام ورزیده، و روایات بسیاری از آنان ذکر کرده، در مواردی هم به ولایتشان اعتراف کرده و برایشان مقامی برابر با مقام انبیا قائل شده است، چنان که در باب دویست و هفتادم کتاب فتوحات مکیه، آنجا که در خصوص معرفت منزل قطب و امامان از مناجات محمدیه سخن گفته، آورده است: «بدان-خداوند یاریت دهاد - از کسانی که در این منزل متحقق شده اند از انبیا چهار کسند: محمد، ابراهیم، اسماعیل و اسحاق علیهم السلام و از اولیا دو کسند: حسن و حسین فرزندان رسول اللّه صلی الله علیه و آله».2
و نیز در فراز دیگر در دفاع از محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می نویسد: روز جمعه ای پیامبراکرم مشغول ایراد خطبه بود که دید حسن و حسین به سوی او می آیند. ناگهان پیراهن به پایشان گیر کرد و به زمین افتادند، رسول خدا نتوانست خود را نگه دارد، لذا از منبر به زیر آمد و دست آن دو را گرفت و با خود بالای منبر برد و خطبه را ادامه داد. آیا این برای پیامبر نقص محسوب می شود؟ خیر، بلکه به خدا سوگند این از کمال معرفت وی ناشی می گردد، زیرا او خود می داند که با چه دیدی و به چه کسی نظر کرده است، دیدی که کورباطنان از دیدن آن عاجز هستند، آن ها در مثل این موارد می گویند: چرا او به سبب توجه به خدا، از توجه به این امور خودداری نکرد، و این در حالی است که به خدا سوگند آن حضرت در آن هنگام جز به خدا توجه نکرد.3
باز در همان کتاب از جمله علمای این امت-امت اسلام-که از صحابه بوده اند و احوال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و اسرار علومش را برای این امت حفظ کرده اند، علی علیه السلام، سلمان فارسی و ابن عباس را شمرده است و از اصحاب دیگر نام نبرده است.4
ابن عربی در شأن نزول آیات هفت و هشت سوره دهر که مربوط به ماجرای بیمار شدن امام حسن و امام حسین علیهم السلام و نذر کردن سه روز روزه حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و فضه و نیز جریان تهیه جو برای پختن نان و انفاق کردن آن ها را با تمام جزئیات آن ماجرا در دو صفحه نقل کرده و سپس می نویسد: روز چهارم روزه نبودند که نذرشان پایان یافته بود. علی، حسن و حسین علیهم السلام به پیش پیامبر صلی الله علیه و آلهرفتند و آن کودکان، از شدت گرسنگی چون جوجکان می لرزیدند، پیامبر از این حالت به شدت نگران شد و فرمود: به سوی فاطمه برویم و چون به پیش فاطمه رسیدند او را در محراب عبادت یافتند، در حالی که از شدت گرسنگی شکمش به پشتش چسبیده و چشمانش فرو رفته بود، پیامبر که فاطمه را به این حالت دید، به شدت ناراحت شد، در این حال جبرئیل امین نازل شد و عرض کرد: یا محمد بگیر، گوارای اهل بیتت باد، پیامبر فرمود: ای جبرئیل چه بگیرم؟ جبرئیل این آیت را بخواند که: «یطعمون الطّعام علی حبّه مسکینا و یتیما و اسیرا» تا «و کان سعیکم مشکورا».5
چنان که ملاحظه شد، ابن عربی این واقعه را که از مقام تقوا و طهارت و قدس و معنویت و نهایت محبت و انسان دوستی و احسان و ایثار آن بزرگواران حکایت می نماید، با اهمیت و دقت نقل کرد و به این وسیله مقام شامخ ایمان و احسان آنان را ستود و در ضمن محبت و ارادت خود را نیز به ایشان آشکار ساخت. 
محیی الدین می نویسد: حضرت حق به رسول اکرم صلی الله علیه و آلهدستور داده است که پاداش رسالتش را از امت خود بگیرد، به این معنا که نزدیکان او را دوست بدارند. از این رو فرمود: بگو در برابر تبلیغ آنچه برای شما آورده ام مزدی از شما نمی خواهم، جز این که نزدیکانم را دوست بدارید.6 بنابراین بر امت است که پاداش تبلیغ رسالت او را که خداوند بر آنان واجب نموده است، ادا کنند، یعنی نزدیکان و اهل بیت او را دوست بدارند. این مسئله را با تعبیر «مودّت» که به معنای ثبوت محبت و دوستی است، بیان نمود.
سپس ابن عربی مطلب مذکور را ادامه می دهد، تا این که می نویسد: هیچ کس جز خدا نمی داند که اهل مودّت و دوستان و نزدیکان رسول خدا صلی الله علیه و آلهاز چه پاداشی بهره مند هستند.7
بالاتر از این ها او محبت اهل بیت را برابر با محبت پیامبر دانسته و تصریح کرده است که دشمنی و خیانت به ایشان در واقع دشمنی و خیانت به آن حضرت است، چنان که در فتوحات مکیه نوشته است: کسانی که اهل بیت رسول اللّه صلی الله علیه و آلهرا دشمن می دارند و به آنان خیانت می ورزند، همانا با خود رسول اللّه دشمنی کرده و به وی خیانت ورزیده اند. فرض است همان طورکه رسول اللّه را دوست داریم، اهل بیتش را نیز باید دوست بداریم و از عداوت و کراهت نسبت به ایشان احتراز و اجتناب کنیم. 
ابن عربی بعد می افزاید: شخص ثقه ای در مکه به من گفت: من از اعمال شرفا (سادات از نسل حضرت فاطمه) در مکه ناراحت بودم و کراهت داشتم، شبی فاطمه علیهاالسلام دختر رسول اللّه را در خواب دیدم که از من اعراض می کند و روی بر می گرداند؛ من بر وی سلام کردم و از جهت اعراضش جویا شدم، پاسخ داد: تو از شرفا بدگویی می کنی، گفتم: ای بانوی من آیا کارهایشان را درباره مردمان نمی بینی؟ فرمود: آیا ایشان فرزندان من نیستند؟ پس من از کار خود توبه کردم و آن حضرت به من اقبال فرمود و من از خواب بیدار شدم. ابن عربی پس از نقل واقعه مذکور ابیات زیرا را که خود انشاد کرده، ذکر می کند:
فلا تعدل باهل البیت خَلقا
فاهلُ البیتِ هم اهلُ السیادة
فبغضهم من الانسان خُسرٌ
حقیقیّ و حبّهم عبادة8
ترجمه: در سیادت و بزرگی، احدی را با اهل بیت برابر مدان، پس تنها اهل بیت شایسته سیادت و بزرگی هستند، دشمنی با ایشان زیان و خسارت حقیقی و دوستیشان عبادت است. وی در همان جا تصریح می کند که: «تمام همت خود را برای شناخت اهل بیت قرار بده، پس کسی که خیانت کند به اهل بیت، خیانت کرده است به رسول خدا صلی الله علیه و آله.»
گفتنی است که ابن عربی در فتوحات مکیه احادیثی نقل کرده و عباراتی آورده، که دلالت بر حسن عقیدت و محبّت و ارادتش به آن بزرگواران دارد. از جمله نوشته است: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهشت مشتاق و علاقه مند است به علی و عمار و سلمان و بلال».9 نیز این حدیث را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: فاطمه پاره تن من است، آنچه او را ناراحت کند مرا ناراحت می کند و آنچه او را مسرور کند مرا مسرور کرده است.10 بالاخره تصریح کرده است که: فاطمه علیهاالسلام گرامی ترین مردم نزد پیامبر است.11
ملاحظه شد که او در کتابهایش به ذکر فضایل و مناقب اهل بیت پرداخته و از آن بزرگواران به بزرگی و پاکی نام برده و هرگز با آنان خصومت و دشمنی نورزیده است و حتی دشمنی با آنان را زیان آور و دوستیشان را عبادت دانسته است. منتها او در ظاهر شیعه نبوده است تا فقط به ذکر فضایل آن بزرگواران بپردازد و منحصرا به ایشان اظهار محبت مودّت نماید، لذا از روی تقیه برای دیگران نیز فضایلی قائل شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۰۷ بازديد

پیش بینی ظهور در فرمایش حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی

در دو بیت زیر حضرت شیخ زمان ظهور را به صورت رمز که فقط راسخین در علم می توانند معنی آن را بفهمند بیان فرموده اند:
إذا دار الزمان علی حروف         باسم الله فالمهدی قاما
و إذا دار الحروف عقیب صوم      فاقروا الفاطمی منی سلاما

حضرت شیخ بارها به محضر امام زمان مشرف شده و در چندین جای کتاب فتوحاتشان دیدارشان را بیان فرمودند که در یکی از تشرفات می فرمایند حضرت مهر ولایت و امامتشان را نیز به جناب حضرت شیخ نشان داده اند.
البته ایشان می فرمایند که قبل از تشرفات خداوند در خواب مرا از وجود ایشان مطلع نمود و او را به من شناساند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۱۲ بازديد

شعری از محیی الدین بن عربی در مورد امام زمان علیه السلام

ألا إن خــــــــتم الأولیاء شهید                و عین إمام العالمین فقید
    هو السید المهدی من آل أحمد                هو الصارم الهندی حین یبید
   هو شمس یجلو کل غم و ظلمه               هو الوابل الوسمی حین یجود

آگاه باش که قطعا خاتم اولیاء شاهد و ناظر است و شخص امام عالمیان از دیده ها پنهان است .
او آقا و سرور مهدی آل احمد است . او همان شمشیر برنده ای است که بدکاران و ظالمان را هلاک می کند .
او همان خورشیدی است که هرگونه غم و تاریکی را می زداید . او همان نخستین باران ات که به مردگان حیات می بخشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۱۹۹ بازديد

محیی الدین : اسلام پنج اصل دارد که اصل پنجم اهل بیت است.

أوحد الموحدین جناب شیخ اکبر محیی الدین بن عربی که کتاب شریف شجره الکون فرموده است: اسلام بر پنج اصل بنا شده است . . . اصل پنجم اهل بیت است که پنج نفرند: محمد ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام . 
و ارکان دین برپاداشتن ارکان شریعت و محبت یاران و محبت نزدیکان پیامبر است .
سپس می فرماید: اهل بیت پیامبر پنج شخصیتند که خداوند ناپاکی را از آنان زدوده و فرموده « إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا »
سپس حضرت شیخ درباره شأن نزول آیه ی مذکور این حدیث را نقل می کنند:« قال رسول الله صلی الله علیه و آله سلم :أنزلت هذه الآیه فینا أهل البیت أنا و علی و فاطمه و الحسن و الحسین  ».
برای سهولت مراجعه گردد به ترجمه کتاب شجره الکون دکتر گل بابا سعیدی ص 151 و 149
لازم به ذکر است که اهل سنت آیه مذکور را بر زنان پیامبر تطبیق می دهند لکن حضرت شیخ هم در اینجا و هم در جلد اول فتوحات در باب مربوط به جناب سلمان این آیه را بر فرزندان حضرت زهرا تطبیق می دهند و این خود گواه محکمی بر تشیع ایشان است.
بسیار جای تإسف دارد که به جای اینکه درباره معارف حضرت شیخ بحث شود و مطرح گردد و استفاده شود، باید بیاییم تشیع ایشان را ثابت نماییم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۱۴ بازديد

معرفی حضرت مهدی علیه السلام در کلام شیخ اکبر

عارف عظیم الشأن شیخ أکبر محیی الدین بن عربی در باب 366 کتاب مستطاب «فتوحات مکیه» در مقام معرفی امام زمان می فرمایند: « أنّ لله خلیفه یخرج من عتره رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم من ولد فاطمه یواطی اسمه اسم رسول الله جدّه الحسین بن علی بن أبی طالب یبایع بین الرکن و المقام یشبه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فی الخلق بفتح الخاء و ینزل عنه فی الخلق بضم» در ادامه می فرماید: «أسعد الناس به أهل الکوفه».
ترجمه:
«همانا برای خداوند خلیفه و جانشینی است که خروج می کند. او از عترت رسول الله و از پسران  فاطمه می باشد که نامش با نام رسول الله مطابقت دارد جدّ او حسین بن علی بن أبی طالب است. مردم با او در بین رکن و مقام بیعت می کنند در خلقت و خلق ظاهر با رسول الله شباهت دارد و در خُلقش از او پایین تر است».

تذکر:
این عبارات در همه ی نسخه های کتاب فتوحات مکیه حتی چاپ های کنونی وجود دارد.
ذکر چند نکته:
فرمایشات حضرت شیخ در اینجا از جهات مختلفی با عقیده ی اهل سنّت در مورد قائم تفاوت دارد و مطابق با نظر شیعه می باشد:
فقط شیعیان هستند که امام زمان را الآن زنده و حاضر می دانند ولی اهل سنت می گویند نزدیک ظهور به دنیا می آید. جناب شیخ در اینجا می فرمایند برای خدا خلیفه ای است که بعدا خروج می نماید . واضح است که این عبارت ظهور در موجود بودن حضرت دارد .
فقط شیعیان هستند که حضرت را از فرزندان حضرت صدیقه از نسل امام حسین علیه السلام می دانند . که شیخ نیز همین فرمایش را دارند .
فرمود سعادت مند ترین مردم در زمان ظهور حضرت اهل کوفه هستند. شیخ بهایی در کتاب اربعین خود این عبارت را از شیخ اکبر نقل می کند و به فقراتی از آن در مورد شیعه بودن حضرت شیخ استدلال می کند من جمله به این قسمت که شیخ فرموده سعادت مند ترین مردم در زمان ظهور او مردم اهل کوفه هستند.
چرا که این اعتقاد از مختصات شیعیان است که می گویند : آفتاب امامت آن حضرت از مکه طلوع و از آنجا به کوفه رفته و کوفه را مقر حکومت خود قرار می دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۰۶ بازديد

شعری از محیی الدین بن عربی در مورد جانشینی پیامبر

در صدر باب 560 کتاب شریف فتوحات مکیه حضرت شیخ اکبر اشعاری را در مورد وصیت دارند که اشاره به وصیت پیامبر در مورد جانشینی امیرالمومنین دارد و در چندین جای کتاب فتوحات لقب وصی را برای امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام ذکر می کنند که در پست های بعدی به ذکر آنها نیز می پردازیم :
       وصّت الإله و وصّت رسـله فلـذا         کان التأسی بهم من أفضل العمل
      لو لا الوصیه کان الخلق فی عمه       و بالوصیه دام المُلــک فی الدُّول
    فاعمد إلیها و لا تهمل طریقتها          إن الوصیه حکم الله فی الأزل 

ترجمه ی ابیات:
خداوند وصیت کرد و پیغمبرانش نیز وصیت کردند و به همین دلیل تأسّی و اقتداء نمودن به آن ها از افضل امور است .
اگر وصیت نبود مردم در سرگردانی و حیرت فرو می رفتند و به سبب وصیت است که ملک و سلطنت در دوره ها ادامه دارد .
پس تو هم وصیت را پیشه ی خود ساز و از راه و روش و طریق آن غفلت مورز چرا که وصیت حکم خداوند است در ازل .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۰۰ بازديد