ابن عربی

شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی

۸۰ مطلب در آذر ۱۳۹۷ ثبت شده است

ذکر برای چشم زخم

شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در رساله ی عرشیه ی «الوصایا» می‌فرمایند:
روینا عن علی بن أبی طالب رضی الله عنه أنه قال: أوصانی رسول الله فقال: یا علی أمان لک من شر کل عائن أن تقول: «ما شاء الله کان و ما لم یشأ لم یکن، أشهد أنّ الله علی کل شیء قدیر و أنّ الله قد أحاط بکل شیء علما و أحصی کل شیء عددا و لا حول و لا قوة إلابالله».
از جناب علی بن أبی طالب علیه السلام روایت شده که پیامبر به ایشان سفارشاتی را فرموده‌اند از آن جمله اینکه: ای علی برای در امان ماندن از شر چشم بد و کسی که چشم زخم می‌زند (و اصطلاحا چشمش شور است) این را بگو: 
«ما شاء الله کان و ما لم یشأ لم یکن ، أشهد أنّ الله علی کل شیء قدیر و أنّ الله قد أحاط بکل شیء علما و أحصی کل شیء عددا و لا حول و لا قوة إلا بالله».
«هر چه که خداوند خواسته است محقق شده و آنچه را نخواسته محقق نشده. من شهادت می‌دهم که خداوند بر هر چیزی توانا است و بر هر چیزی علم و احاطه دارد. به شماره هر چیز در عالم به خوبی آگاه است و هیچ نیرو و توانی نیست جز اینکه  از نیرو و توان خداوند است».

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۱۸ بازديد

لطیفه عرشیه در فرق مقام و حال

حضرت شیخ اکبر نکته‌ی بسیار مهمی را می‌فرمایند:
 کل مقام فی طریق الله تعالی فهو مکتسب ثابت و کل حال فهو موهوب غیر مکتسب غیر ثابت انما هو مثل بارق برق. فإذا برق إما یزول لنقیضه و إما أن تتوالی أمثاله فإن توالت أمثاله فصاحبه خاسر.
هر مقامی که در راه خدای تعالی برای سالک پیش می‌آید اکتسابی و ثابت است و هر حال در این راه غیر اکتسابی و غیر ثابت است و فقط همانند برقی درخشان است. زمانی که بیاید یا زایل و نقیض آن حال می‌آید و یا مثل آن دوباره می‌آید. اگر مثل آن حاصل گردد پس صاحب آن حال زیانکار است (چرا که باید بهتر از آن حال جانشین حال قبلی گردد)  
فتوحات مکیه باب 91   جلد 3 از مجلدات 8 جلدی ص 316

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۱۳ بازديد

شرک خفی (قسمت چهارم)

حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی بعد از ذکر نکاتی عرشی در توضیح آیه مبارکه‌ی  «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» مطلب بسیار دقیقی را در انتها ذکر می‌فرمایند: از اسرار این آیه این است که خداوند اگر چه که به تو از سبب عادی که در خزائن تو و در زیر حکم و تصرف توست به تو روزی دهد و تو متقی باشی به این معنی که خدا را بعنوان سپری گرفته باشی (که قبلا بیان شد) در این صورت خداوند نگه دارنده و تو مرزوق از جایی که گمان آن را نداری می‌باشی چرا که در گمان تو نیست که خداوند به تو روزی می‌دهد و گمان داری از چیزهایی که در دست خودت هست روزی می‌خوری پس از جایی که گمان آن را نداری روزی داده می‌شوی اگر چه که از آنچه که در دستت است می‌خوری (چون خدا روزی تو را می‌دهد و تو گمان داری که از اسباب عادی روزی می‌خوری)

این معنی و نکته، دقیق است آن را بدان که این معنی را جز اهل مراقبه الهیه و افرادی که مراقبت از بطون و قلوب خود می‌کنند التفات ندارند.

وصایا ص 37

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۳۶ بازديد

شرک خفی (قسمت سوم)

حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در رساله‌ی شریفه‌ی وصایا در توضیح آیه مبارکه‌ی  «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» : «و هر کس خدا ترس و پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن را بر او می‌گشاید و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند» می‌فرمایند: از علامات تحقق به تقوی و متقی شدن این است که روزی فرد متقی و با تقوا از جایی که گمان آن را ندارد می‌رسد و اگر روزی از جایی که گمان آن را دارد رسید پس تقوا در او محقق نگشته و اعتماد بر خداوند ننموده است .
همانا برخی از وجوه تقوا به این معنی است که انسان خدا را مانند سپری قرار دهد برای اینکه نگذارد اسباب در قلب او تأثیر گذاشته و مانع از اعتماد او  بر اسباب شود. انسان به حال خود داناتر است و او از درون خود می‌یابد که به چه کسی اطمینان دارد و تکیه نموده است و نفسش با چه چیزی سکون و آرامش و قرار می‌یابد.
(بعد از شنیدن این سخن) نگو  که خداوند ما را به سعی در را تأمین کسانی که نانخور ما هستند امر نموده و نفقه و خرج آنها را بر ما واجب کرده است، پس باید جدیت و تلاش در راه به دست آوردن اسبابی که معمولا از راه آنها و به سبب آنها خداوند به ما روزی می‌دهد نماییم.
این سخن آنچه که ما گفتیم را نقض نمی‌نماید چرا که ما فقط تو را از اعتماد قلبت بر اسباب و آرامش در زمان فراهم بودن آنها نهی نمودیم و ما به تو نگفتیم که بر اسباب عمل نکن.
سپس می‌فرمایند : بعد از نوشتن این وجه برای تقوا خوابیدم و سپس به نفسم رجوع نمودم دیدم که دو بیت شعر را می‌سرایم که قبلا آن را نمی‌شناختم :
لا تعتمد إلا علی الله
فکل أمر بید الله
و هذه الاسباب حُجّابه
فلا تکن إلا مع الله

اعتماد مکن مگر بر خداوند
همه‌ی امور به دست خداست
این اسباب حجاب خداوند هستند (و باعث می‌شوند که انسان محجوب خدا را در پشت امور مشاهده ننماید)
  پس فقط با خدا باش (و دل به او ده)
در ادامه می‌فرمایند: به درون خویش نظر نما، اگر می‌بینی قلبت با آن اسباب کارها آرامش و سکون می‌یابد پس ایمان خود را متهم نما و بدان که تو آن مردی (که ایمان آورده و شرک نورزیده) نیستی.
اما اگر می‌بینی که قلبت با خدا آرام  است و حالت وجود اسباب و حالت نبود آنها برایت یکسان می‌باشد پس بدان تو آن مردی هستی که ایمان آوردی و هیچ چیزی را با او شریک نگرداندی (و موحد حقیقی) هستی و تو جزء افراد قلیلی هستی و مانند تو کم هستند.
پس اگر خداوند به تو از راهی که گمانش را نداری روزی داد این بشارتی از جانب خدا  می‌باشد که تو از متقین هستی.
وصایا ص 37

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۳۹ بازديد

شرک خفی (قسمت دوم)

جناب محیی الدین بن عربی در رساله‌ی شریفه‌ی وصایا مطلب بسیار بلندی را ذکر می‌فرمایند که به دلیل طولانی نشدن از آوردن متن عربی اجتناب می‌شود.
ایشان می‌فرمایند: در روایت صحیحی از پیامبر چنین آمده است که ایشان فرمودند: «آیا می‌دانید حق خداوند بر بندگانش چیست؟ حق خدا بر بندگان این است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نکنند»
پیامبر فرمود: «چیزی را» چیز نکره است و شامل شرک خفی و جلی می‌شود.
سپس فرمود: «آیا می‌دانید حق بندگان بر خدا زمانی که شرک نورزیدند چیست؟ اینکه آنها را عذاب نفرماید»
ذهنت را بسوی این قسمت از فرمایش پیامبر که فرمود آنها را عذاب نکند ببر. زمانی که بندگان شرک نورزند فکر آنها به چیزی غیر از خدا تعلق نمی‌گیرد چرا که اگر شرک نورزند (چه شرک خفی و چه جلی) توجهی به غیر از خدا ندارند (اما) اگر شرک بورزند چه شرکی که آنها را از مسلمانی خارج می‌سازد (شرک جلی) و چه شرک خفی که عبارت بود از توجه و اعتماد به اسباب عادی و متعارف انجام امور، خداوند آنها را بوسیله‌ی اعتماد‌شان بر اسباب عذاب می‌نماید.(به این شکل که) در حالت وجود آن اسباب ترس از کم شدن و از بین رفتن آنها دارند و در حالت نبود اسباب هم به دلیل نداشتن آن اسباب در عذابند.
پس در هر حالی چه در حال وجود اسباب و چه در حالت نبود اسباب در عذاب و سختی‌اند.
اما کسی که چیزی را با خدا شریک نکند (و شرک خفی که عبارت بود از اعتماد نکردن بر اسباب عادی فراهم شدن کارها نورزد و اعتماد بر خدا داشته باشد) در راحتی است و وجود و نبود اسباب برای او تفاوتی ندارد (چرا که) چنین شخصی بر کسی اعتماد نموده  که خداوند است و او می‌تواند کارها را از جایی که گمان ندارند محقق سازد همانطور که در آیه‌ی 2 و 3 سوره‌ی طلاق فرمود: «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» یعنی: «و هر کس خدا ترس و پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن را بر او می‌گشاید و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند»
وصایا ص 36

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۲۷ بازديد

شرک خفی (قسمت اول)

سیدی محیی الدین بن عربی در رساله ی شریفه ی وصایا می‌فرمایند:
وصیة: علیک بإداء الأوجب من حق الله و هو أن لا تشرک بالله شییا من الشرک الخفی الذی هو الإعتماد علی الأسباب الموضوعة و الرکون إلیها بالقلب و الطمأنینة بها و هی رکون القلب إلیها و عندها.
فإن ذلک من أعظم رزء دینی فی المؤمن و هو قوله تعالی من باب الإشارة : «و ما یؤمن أکثرهم إلا و هم مشرکون» یعنی _ و الله أعلم به _ هذا الشرک الخفی الذی یکون معه الإیمان بوجود الله.
بر تو باد به إدای واجب ترین و مهم ترین حقی که خدا بر تو دارد که عبارت است از اینکه به خدا شرک خفی نورزی. شرک خفی اعتماد نمودن و آرامش و سکون قلب بر اسبابی است که برای رسیدن به هر کاری قرار داده شده است. معنی آرامش قلب این است که فقط قلب به آنها آرام  و مایل و اعتماد دارد و در زمان فراهم بودن اسباب آرامش دارد.
شرک خفی از بزرگترین مصیبت‌ها و نقص‌های در دین مؤمن است. خداوند در آیه ی (106 سوره یوسف) به شرک خفی اشاره دارد آنجا که می‌فرماید «اکثر مردم به خدا ایمان نمی آورند مگر اینکه در همان حالت ایمان نیز مشرک هستند» منظور _ والله اعلم _ شرک خفی است که همراه  ایمان به وجود خدا می‌باشد.
وصایا ص 35.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۲۹ بازديد

مراقبه (رفتار در هنگام زوال نعمت و یا عطای آن)

جناب حضرت شیخ اکبر در رساله ی شریف الوصیه که غیر از رساله ی الوصایا است مطلبی عرشی در مورد مراقبه ی در هنگام زوال نعمت و یا بخشش نعمت به انسان بیان فرموده اند:
علیک بمراقبه الله فیما أخذ منک و فیما أعطاک فإنه ما أخذ منک إلا لتصبر فیحبک فإنه یحب الصابرین و إذا أحبک عاملک معامله المحب مع محبوبه و ما من شی ء یزول عنک إلا و له عوض سوی الله:
                                                          لکل شی ء إذا فارقته عوض                  و لیس لله إن فارقت من عوض
و کذلک إذا أعطاک فإن من جمله ما أعطاک الصبر علی ما أخذه منک فأعطاک الشکر و هو یحب الشاکرین.

ترجمه: بر تو باد به مراقبه و توجه به حق در مورد چیزهایی که خداوند از تو می گیرد و یا چیزهایی که به تو عطا می فرماید. خداوند چیزی را از تو می گیرد تا تو صبر نمایی و در نتیجه او تو را دوست بدارد چرا که خداوند صابرین را دوست می دارد «إن الله یحب الصابرین». و زمانی که خداوند تو را دوست بدارد با تو مثل محب با محبوبش رفتار می نماید.
سپس حضرت شیخ می فرمایند: هیچ چیزی را از دست نمی دهی مگر اینکه در مقابل از دست دادن آن چیز دیگری و عوضی را به دست می آوری مگر خدا را که اگر او را از دست دهی چیزی نیست که عوض آن باشد.
سپس شعری رابیان می فرمایند که ترجمه ی آن چنین است: «هر چیزی که از دست می دهی و تو را ترک می نماید عوضی در مقابل آن به دست می آوری. و برای خدا زمانی که تو را ترک نماید جایگزینی نیست.»
وهمچنین در مورد چیزهایی هم که خدا به تو عطا می فرماید باید مراقبه داشته باشی. از جمله  یچیزهایی که خداوند به تو عطا فرموده است صبر بر چیزهایی است که از تو گرفته است چرا که در مقابل گرفتن آن چیز به تو شکر عطا فرموده و او شاکرین را دوست دارد «إن الله یحب الشاکرین». 

توضیحی از نویسنده: در حقیقت هنگامی که خداوند نعمتی و چیزی را از انسان می گیرد برای فراهم نمودن زمینه ی دوستی با توست. و واضح است که اگر انسان با این دید که نعمت هایی که از دست داده بنگرد چقدر در روحیه ی او تاثیر گذار است و حتی شاکر خداوند هم می شود چون نعمتی که از دست داده در مقابل چیزی که بدست می آورد که همانا دوستی با حق متعال است چیزی محسوب نمی شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۲۴ بازديد

اولین چیزی که بر سالک الی الله واجب است

حضرت شیخ امام عالم کامل محقق شرف الاسلام و لسان الحقایق قدوه الاکابر و محل الأوامر سیدی  محیی الدین بن عربی روحی فداه  در رساله ی شریف «الأنوار» که متضمن دستورات سلوکیه است می فرمایند:

« . . . فأول ما یجب علیک طلب العلم الذی به تقیم طهارتک و صلاتک و صیامک و تقواک و ما یفرض علیک طلبه خاصه لا تزید علی ذلک أول باب السلوک، ثم العمل به، ثم الورع ثم الزهد ثم التوکل ».

ترجمه: اولین چیزی که بر سالک الی الله واجب است یاد گیری آنچیزی است که به واسطه ی آن طهارت و نماز و روزه و تقوای تو  و آنچه که بر تو واجب است با آن علم محقق شود . همین مقدار از علم واجب است و نه زیاده برآن و این اولین باب سلوک است. سپس عمل به این علم واجب است و بعد از آن ورع و بعد از آن زهد و سپس توکل .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۱۲ بازديد

نکته ای بسیار مهم در سلوک الی الله (ریاضت)

برزخ البرازخ معلم توحید حضرت شیخ اکبر
سیدی محیی الدین بن عربی
سلام الله علیه 
می فرمایند:
«علیک بالریاضه . . . فإن الانسان إذا تقدم فتحه قبل ریاضته فلن یجی ء منه رجل أبدا إلا فی حکم النادر» 
«بر تو باد به ریاضت اگر برای انسان قبل از ریاضت فتح باب حاصل شود ، چنین شخصی ابدا کامل نمی گردد و به کمال رسیدن چنین شخصی نادر است»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۲۰ بازديد

ذکر خدا (کتاب وصایا)

جناب شیخ اکبر را رساله ایست بسیار شریف به نام رساله ی «وصایا» که در آن وصیت هایی را ذکر فرموده اند که بسیار مغتنم است. 
در این قسمت وصیت پنجم جناب شیخ در این رساله که در مورد ذکر خدا است  تقدیم می گردد:
کشف ثمره ی ذکر
وصیه: علیکم بذکر الله فی السر و العلن و فی انفسکم و فی الملأ . فإن الله یقول « فاذکرونی أذکرکم » فجعل جواب الذکر من العبد الذکر من الله . . . فإنک إذا أشعرت قلبک ذکر الله دائما فی کل حال لابد أن یستنیر قلبک بنور الذکر فیرزقک ذلک النور الکشف فإنه بالنور یقع الکشف للأشیاء و إذا جاء الکشف جاء الحیاء بصحبه . . .
و الله یقول فی الخبر المأثور الصحیح «. . . و أنا معه ـ یعنی مع العبد ـ حین یذکرنی . إن ذکرنی فی نفسه ذکرته فی نفسی و إن ذکرنی فی الملأ ذکرته فی ملإ خیر منه» و قال الله تعالی  و اکبر الذکر ذکر الله علی کل حال.

ترجمه: بر شما باد به یاد خدا فی پنهایی و در آشکارا و در نفستان و در ملا. پس همانا خداوند می فرماید: «مرا یاد نمایید تا شما را یاد کنم» در این آیه خداوند جواب ذکر از طرف بنده را ذکر از جانب خود قرار داده است . . . 
اگر دایما و در هر حال  بر قلبت لباس ذکر خدای را بپوشانی حتما و ناگزیر قلبت بنور ذکر نورانی و منور می گردد. پس این نور نتیجه می دهد و روزی می دهد تو را کشف . چرا که همانا با نور کشف اشیاء واقع می گردد . و هنگامی که کشف بیاید حیا نیز همراه آن می آید . . .
حدیثی صحیح از خداوند منقول است که من همراه  بنده ام در حالی که مرا یاد می نماید . اگر مرا در نفس خود یاد نماید من او را در نفس خود یادمی نمایم و اگر مرا در ملأ و نزد دیگران یاد نماید او را در ملأیی بهتر از ملأیی که او مرا یاد نموده یاد می نمایم .
خداوند تعالی می فرماید «و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات» یعنی «و زنان و مردانی که زیاد خداوند را یاد می نمایند». بزرگترین ذکر ها ذکر خداوند در همه حال است.

توضیحی از راقم:
در خداوند می فرماید اگر بنده مرا یاد نماید من نیز او را یاد می نمایم . توجه به این نکته لازم است که بر اساس روایات شریفه و فرمایش بزرگان ، ذکر خدا که توسط بنده صورت می گیرد بین دو ذکر کردن خدا بنده را ، قرار دارد . یعنی ابتدا بنده خدا را یاد می نماید و قلب او را متوجه خویش ساخته و این موقع است که بنده خداوند را یاد می نماید و باز بعد از ذکر بنده دوباره خداوند بنده را یاد می نماید . پس در واقع هنگامی که به یاد خدا می افتیم باید شکر حق را بجای آورده که خداوند ما را ابتدا یاد نمود و ما را متوجه خویش کرد. پس هر گاه به یاد خداوند می افتیم بدانیم که خدا به ما نظر خاصی نموده و از بین بندگانی که در غفلت بسر می برند دل ما را متوجه خویش ساخته است. فافهم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۲۸ بازديد