ابن عربی

شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی

محبت اهل بیت در آثار محیی الدین ابن عربی

ابن عربی در موارد بسیار زیادی از آثار خود درباره معرفی و محبت و طهارت و ولایت اهل بیت به تصریح و اشاره سخن گفته است. ذکر تمام آن ها از گنجایش این مقاله خارج است.
اکنون به اختصار برخی گفتار ابن عربی را که حاکی از نظر او درباره اهل بیت می باشد نقل می کنیم: در کتاب «شجره الکون» می گوید: اسلام بر پنج اصل بنا شده است... اصل پنجم اهل بیت علیهم السلام است که پنج نفرند، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین و ارکان دین بر پاداشتن ارکان شریعت و محبت یاران و مودت نزدیکان پیامبر است... اهل بیت پیامبر پنج شخصیتند که خداوند ناپاکی را از آنان زدوده، می فرماید: «اِنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکم...؛ به درستی که خداوند اراده کرده است که هر پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک دارد». پیامبر فرمود: این آیه درباره ما اهل بیت نازل شده است یعنی من و علی و فاطمه و حسن و حسین.1
او علاوه بر این که در آثارش به نقل روایت از ائمه شیعه اهتمام ورزیده، و روایات بسیاری از آنان ذکر کرده، در مواردی هم به ولایتشان اعتراف کرده و برایشان مقامی برابر با مقام انبیا قائل شده است، چنان که در باب دویست و هفتادم کتاب فتوحات مکیه، آنجا که در خصوص معرفت منزل قطب و امامان از مناجات محمدیه سخن گفته، آورده است: «بدان-خداوند یاریت دهاد - از کسانی که در این منزل متحقق شده اند از انبیا چهار کسند: محمد، ابراهیم، اسماعیل و اسحاق علیهم السلام و از اولیا دو کسند: حسن و حسین فرزندان رسول اللّه صلی الله علیه و آله».2
و نیز در فراز دیگر در دفاع از محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می نویسد: روز جمعه ای پیامبراکرم مشغول ایراد خطبه بود که دید حسن و حسین به سوی او می آیند. ناگهان پیراهن به پایشان گیر کرد و به زمین افتادند، رسول خدا نتوانست خود را نگه دارد، لذا از منبر به زیر آمد و دست آن دو را گرفت و با خود بالای منبر برد و خطبه را ادامه داد. آیا این برای پیامبر نقص محسوب می شود؟ خیر، بلکه به خدا سوگند این از کمال معرفت وی ناشی می گردد، زیرا او خود می داند که با چه دیدی و به چه کسی نظر کرده است، دیدی که کورباطنان از دیدن آن عاجز هستند، آن ها در مثل این موارد می گویند: چرا او به سبب توجه به خدا، از توجه به این امور خودداری نکرد، و این در حالی است که به خدا سوگند آن حضرت در آن هنگام جز به خدا توجه نکرد.3
باز در همان کتاب از جمله علمای این امت-امت اسلام-که از صحابه بوده اند و احوال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و اسرار علومش را برای این امت حفظ کرده اند، علی علیه السلام، سلمان فارسی و ابن عباس را شمرده است و از اصحاب دیگر نام نبرده است.4
ابن عربی در شأن نزول آیات هفت و هشت سوره دهر که مربوط به ماجرای بیمار شدن امام حسن و امام حسین علیهم السلام و نذر کردن سه روز روزه حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و فضه و نیز جریان تهیه جو برای پختن نان و انفاق کردن آن ها را با تمام جزئیات آن ماجرا در دو صفحه نقل کرده و سپس می نویسد: روز چهارم روزه نبودند که نذرشان پایان یافته بود. علی، حسن و حسین علیهم السلام به پیش پیامبر صلی الله علیه و آلهرفتند و آن کودکان، از شدت گرسنگی چون جوجکان می لرزیدند، پیامبر از این حالت به شدت نگران شد و فرمود: به سوی فاطمه برویم و چون به پیش فاطمه رسیدند او را در محراب عبادت یافتند، در حالی که از شدت گرسنگی شکمش به پشتش چسبیده و چشمانش فرو رفته بود، پیامبر که فاطمه را به این حالت دید، به شدت ناراحت شد، در این حال جبرئیل امین نازل شد و عرض کرد: یا محمد بگیر، گوارای اهل بیتت باد، پیامبر فرمود: ای جبرئیل چه بگیرم؟ جبرئیل این آیت را بخواند که: «یطعمون الطّعام علی حبّه مسکینا و یتیما و اسیرا» تا «و کان سعیکم مشکورا».5
چنان که ملاحظه شد، ابن عربی این واقعه را که از مقام تقوا و طهارت و قدس و معنویت و نهایت محبت و انسان دوستی و احسان و ایثار آن بزرگواران حکایت می نماید، با اهمیت و دقت نقل کرد و به این وسیله مقام شامخ ایمان و احسان آنان را ستود و در ضمن محبت و ارادت خود را نیز به ایشان آشکار ساخت. 
محیی الدین می نویسد: حضرت حق به رسول اکرم صلی الله علیه و آلهدستور داده است که پاداش رسالتش را از امت خود بگیرد، به این معنا که نزدیکان او را دوست بدارند. از این رو فرمود: بگو در برابر تبلیغ آنچه برای شما آورده ام مزدی از شما نمی خواهم، جز این که نزدیکانم را دوست بدارید.6 بنابراین بر امت است که پاداش تبلیغ رسالت او را که خداوند بر آنان واجب نموده است، ادا کنند، یعنی نزدیکان و اهل بیت او را دوست بدارند. این مسئله را با تعبیر «مودّت» که به معنای ثبوت محبت و دوستی است، بیان نمود.
سپس ابن عربی مطلب مذکور را ادامه می دهد، تا این که می نویسد: هیچ کس جز خدا نمی داند که اهل مودّت و دوستان و نزدیکان رسول خدا صلی الله علیه و آلهاز چه پاداشی بهره مند هستند.7
بالاتر از این ها او محبت اهل بیت را برابر با محبت پیامبر دانسته و تصریح کرده است که دشمنی و خیانت به ایشان در واقع دشمنی و خیانت به آن حضرت است، چنان که در فتوحات مکیه نوشته است: کسانی که اهل بیت رسول اللّه صلی الله علیه و آلهرا دشمن می دارند و به آنان خیانت می ورزند، همانا با خود رسول اللّه دشمنی کرده و به وی خیانت ورزیده اند. فرض است همان طورکه رسول اللّه را دوست داریم، اهل بیتش را نیز باید دوست بداریم و از عداوت و کراهت نسبت به ایشان احتراز و اجتناب کنیم. 
ابن عربی بعد می افزاید: شخص ثقه ای در مکه به من گفت: من از اعمال شرفا (سادات از نسل حضرت فاطمه) در مکه ناراحت بودم و کراهت داشتم، شبی فاطمه علیهاالسلام دختر رسول اللّه را در خواب دیدم که از من اعراض می کند و روی بر می گرداند؛ من بر وی سلام کردم و از جهت اعراضش جویا شدم، پاسخ داد: تو از شرفا بدگویی می کنی، گفتم: ای بانوی من آیا کارهایشان را درباره مردمان نمی بینی؟ فرمود: آیا ایشان فرزندان من نیستند؟ پس من از کار خود توبه کردم و آن حضرت به من اقبال فرمود و من از خواب بیدار شدم. ابن عربی پس از نقل واقعه مذکور ابیات زیرا را که خود انشاد کرده، ذکر می کند:
فلا تعدل باهل البیت خَلقا
فاهلُ البیتِ هم اهلُ السیادة
فبغضهم من الانسان خُسرٌ
حقیقیّ و حبّهم عبادة8
ترجمه: در سیادت و بزرگی، احدی را با اهل بیت برابر مدان، پس تنها اهل بیت شایسته سیادت و بزرگی هستند، دشمنی با ایشان زیان و خسارت حقیقی و دوستیشان عبادت است. وی در همان جا تصریح می کند که: «تمام همت خود را برای شناخت اهل بیت قرار بده، پس کسی که خیانت کند به اهل بیت، خیانت کرده است به رسول خدا صلی الله علیه و آله.»
گفتنی است که ابن عربی در فتوحات مکیه احادیثی نقل کرده و عباراتی آورده، که دلالت بر حسن عقیدت و محبّت و ارادتش به آن بزرگواران دارد. از جمله نوشته است: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهشت مشتاق و علاقه مند است به علی و عمار و سلمان و بلال».9 نیز این حدیث را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: فاطمه پاره تن من است، آنچه او را ناراحت کند مرا ناراحت می کند و آنچه او را مسرور کند مرا مسرور کرده است.10 بالاخره تصریح کرده است که: فاطمه علیهاالسلام گرامی ترین مردم نزد پیامبر است.11
ملاحظه شد که او در کتابهایش به ذکر فضایل و مناقب اهل بیت پرداخته و از آن بزرگواران به بزرگی و پاکی نام برده و هرگز با آنان خصومت و دشمنی نورزیده است و حتی دشمنی با آنان را زیان آور و دوستیشان را عبادت دانسته است. منتها او در ظاهر شیعه نبوده است تا فقط به ذکر فضایل آن بزرگواران بپردازد و منحصرا به ایشان اظهار محبت مودّت نماید، لذا از روی تقیه برای دیگران نیز فضایلی قائل شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۳۶ بازديد

پیش بینی ظهور در فرمایش حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی

در دو بیت زیر حضرت شیخ زمان ظهور را به صورت رمز که فقط راسخین در علم می توانند معنی آن را بفهمند بیان فرموده اند:
إذا دار الزمان علی حروف         باسم الله فالمهدی قاما
و إذا دار الحروف عقیب صوم      فاقروا الفاطمی منی سلاما

حضرت شیخ بارها به محضر امام زمان مشرف شده و در چندین جای کتاب فتوحاتشان دیدارشان را بیان فرمودند که در یکی از تشرفات می فرمایند حضرت مهر ولایت و امامتشان را نیز به جناب حضرت شیخ نشان داده اند.
البته ایشان می فرمایند که قبل از تشرفات خداوند در خواب مرا از وجود ایشان مطلع نمود و او را به من شناساند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۳۷ بازديد

شعری از محیی الدین بن عربی در مورد امام زمان علیه السلام

ألا إن خــــــــتم الأولیاء شهید                و عین إمام العالمین فقید
    هو السید المهدی من آل أحمد                هو الصارم الهندی حین یبید
   هو شمس یجلو کل غم و ظلمه               هو الوابل الوسمی حین یجود

آگاه باش که قطعا خاتم اولیاء شاهد و ناظر است و شخص امام عالمیان از دیده ها پنهان است .
او آقا و سرور مهدی آل احمد است . او همان شمشیر برنده ای است که بدکاران و ظالمان را هلاک می کند .
او همان خورشیدی است که هرگونه غم و تاریکی را می زداید . او همان نخستین باران ات که به مردگان حیات می بخشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۳۱ بازديد

محیی الدین : اسلام پنج اصل دارد که اصل پنجم اهل بیت است.

أوحد الموحدین جناب شیخ اکبر محیی الدین بن عربی که کتاب شریف شجره الکون فرموده است: اسلام بر پنج اصل بنا شده است . . . اصل پنجم اهل بیت است که پنج نفرند: محمد ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام . 
و ارکان دین برپاداشتن ارکان شریعت و محبت یاران و محبت نزدیکان پیامبر است .
سپس می فرماید: اهل بیت پیامبر پنج شخصیتند که خداوند ناپاکی را از آنان زدوده و فرموده « إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا »
سپس حضرت شیخ درباره شأن نزول آیه ی مذکور این حدیث را نقل می کنند:« قال رسول الله صلی الله علیه و آله سلم :أنزلت هذه الآیه فینا أهل البیت أنا و علی و فاطمه و الحسن و الحسین  ».
برای سهولت مراجعه گردد به ترجمه کتاب شجره الکون دکتر گل بابا سعیدی ص 151 و 149
لازم به ذکر است که اهل سنت آیه مذکور را بر زنان پیامبر تطبیق می دهند لکن حضرت شیخ هم در اینجا و هم در جلد اول فتوحات در باب مربوط به جناب سلمان این آیه را بر فرزندان حضرت زهرا تطبیق می دهند و این خود گواه محکمی بر تشیع ایشان است.
بسیار جای تإسف دارد که به جای اینکه درباره معارف حضرت شیخ بحث شود و مطرح گردد و استفاده شود، باید بیاییم تشیع ایشان را ثابت نماییم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۳ بازديد

معرفی حضرت مهدی علیه السلام در کلام شیخ اکبر

عارف عظیم الشأن شیخ أکبر محیی الدین بن عربی در باب 366 کتاب مستطاب «فتوحات مکیه» در مقام معرفی امام زمان می فرمایند: « أنّ لله خلیفه یخرج من عتره رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم من ولد فاطمه یواطی اسمه اسم رسول الله جدّه الحسین بن علی بن أبی طالب یبایع بین الرکن و المقام یشبه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فی الخلق بفتح الخاء و ینزل عنه فی الخلق بضم» در ادامه می فرماید: «أسعد الناس به أهل الکوفه».
ترجمه:
«همانا برای خداوند خلیفه و جانشینی است که خروج می کند. او از عترت رسول الله و از پسران  فاطمه می باشد که نامش با نام رسول الله مطابقت دارد جدّ او حسین بن علی بن أبی طالب است. مردم با او در بین رکن و مقام بیعت می کنند در خلقت و خلق ظاهر با رسول الله شباهت دارد و در خُلقش از او پایین تر است».

تذکر:
این عبارات در همه ی نسخه های کتاب فتوحات مکیه حتی چاپ های کنونی وجود دارد.
ذکر چند نکته:
فرمایشات حضرت شیخ در اینجا از جهات مختلفی با عقیده ی اهل سنّت در مورد قائم تفاوت دارد و مطابق با نظر شیعه می باشد:
فقط شیعیان هستند که امام زمان را الآن زنده و حاضر می دانند ولی اهل سنت می گویند نزدیک ظهور به دنیا می آید. جناب شیخ در اینجا می فرمایند برای خدا خلیفه ای است که بعدا خروج می نماید . واضح است که این عبارت ظهور در موجود بودن حضرت دارد .
فقط شیعیان هستند که حضرت را از فرزندان حضرت صدیقه از نسل امام حسین علیه السلام می دانند . که شیخ نیز همین فرمایش را دارند .
فرمود سعادت مند ترین مردم در زمان ظهور حضرت اهل کوفه هستند. شیخ بهایی در کتاب اربعین خود این عبارت را از شیخ اکبر نقل می کند و به فقراتی از آن در مورد شیعه بودن حضرت شیخ استدلال می کند من جمله به این قسمت که شیخ فرموده سعادت مند ترین مردم در زمان ظهور او مردم اهل کوفه هستند.
چرا که این اعتقاد از مختصات شیعیان است که می گویند : آفتاب امامت آن حضرت از مکه طلوع و از آنجا به کوفه رفته و کوفه را مقر حکومت خود قرار می دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۷ بازديد

شعری از محیی الدین بن عربی در مورد جانشینی پیامبر

در صدر باب 560 کتاب شریف فتوحات مکیه حضرت شیخ اکبر اشعاری را در مورد وصیت دارند که اشاره به وصیت پیامبر در مورد جانشینی امیرالمومنین دارد و در چندین جای کتاب فتوحات لقب وصی را برای امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام ذکر می کنند که در پست های بعدی به ذکر آنها نیز می پردازیم :
       وصّت الإله و وصّت رسـله فلـذا         کان التأسی بهم من أفضل العمل
      لو لا الوصیه کان الخلق فی عمه       و بالوصیه دام المُلــک فی الدُّول
    فاعمد إلیها و لا تهمل طریقتها          إن الوصیه حکم الله فی الأزل 

ترجمه ی ابیات:
خداوند وصیت کرد و پیغمبرانش نیز وصیت کردند و به همین دلیل تأسّی و اقتداء نمودن به آن ها از افضل امور است .
اگر وصیت نبود مردم در سرگردانی و حیرت فرو می رفتند و به سبب وصیت است که ملک و سلطنت در دوره ها ادامه دارد .
پس تو هم وصیت را پیشه ی خود ساز و از راه و روش و طریق آن غفلت مورز چرا که وصیت حکم خداوند است در ازل .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۴ بازديد

نیاز به وجود امام و تصریح به ظهور حضرت حجت در کلام شیخ اکبر محیی الدین بن عربی

جناب حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در رساله ی شریفه ی تنبیهات علی علوّ الحقیقه المحمدیه العلیه فرمایند:
« التنبیه التاسع: إعلم أن القطب الذی علیه مدار احکام العالم و هو مرکز دائره الوجود من الآزل إلی الأبد واحد باعتبارحکم الکثره متعدد. فانبی فی کل عصر هو قطبه و عند انقضائه نبوه التشریع بتمام دائرتها انتقلت القطبیه إلی الأولیاء مطلقا. فلا یزال فی هذه المرتبه واحد منهم قایم هذا المقام لیحفظ الله تعالی به هذا الترتیب و النظام إلی أن ظهر خاتم الأولیاء الذی هو خاتم الولایه المطلقه والله أعلم ». مجموعه رسایل شیخ اکبر صفحه 407
ترجمه:
تنبیه نهم: بدان که قطبی که مدار احکام نظام هستی بر اوست که مرکز دایره وجود و کل عالم است از ازل تا ابد حقیقتا یکی است و به اعتبار حکم کثرت متعدد گردد. پس نبی در هر عصر و زمانی قطب و مرکز نظام وجود زمان است و هنگامی که نبوت تشریعی خاتمه پذیرد قطبیت به اولیاء منتقل گردد. و پیوسته یکی از اولیاء در مقام قطبیت قایم است تا بسبب او خداوند عالم و نظام هستی را حفظ فرماید تا اینکه خاتم اولیاء ظهور نماید که او خاتم ولایت مطلقه می‌باشد».
بر صاحب بصیرت و خالی از غرض واضح است که نکات فراوانی در این عبارات وجود دارد که دلالت صریح بر تشیع جناب شیخ اکبر دارد که به چند مورد از آن اشاره می نماییم.
اعتقاد به قطبیت. 
ایشان قطب را نقطه‌ی پرگار نظام وجود و حافظ عالم و مرکز دایره‌ی وجود می‌داند و اعتقاد دارد که در هر عصری یک قطب وجود دارد که سبب حفظ نظام عالم است و نبی و ولی را قطب می‌داند.
اهل سنت چنین اعتقادی را ندارند و اگر چه آن ها نیز وجود نبی را در هر عصری قائلند لکن اولا: بعد از انقضای نبوت اعتقاد به وجود ولی که همان صفت و ویژگی قطبیت را داشته باشد و مرکز نظام هستی باشد را ندارند و ثانیا: برای نبی هم چنین اعتقادی را ندارند. این اعتقاد مخصوص شیعیان است که در هر عصری شخصی وجود دارد یا در قالب نبی و یا ولی و امام که قطب نظام هستی است و اگر او نباشد عالم از بین می‌رود. در روایتی آمده: «لولا الحجه لساخت الأرض بأهلها» یعنی اگر حجت نباشد زمین اهل خود را فرو می برد.
اهل سنت بعد از نبی قایل به وجو ولی نمی‌باشند و در عبارات شیخ اکبر تصریح به این مطلب شده که بعد از نبی ولی است.
و نبی و ولی جانشین او را قطب عالم و سبب حفظ نظام هستی می‌داند که اهل سنت چنین اعتقادی را حتی در مورد نبی هم ندارند.
در عبارت ایشان آمده که بعد از سلسله‌ی انبیاء سلسله‌ی اولیاء آغاز می‌گردد و سلسله‌ی اولیاء ادامه دارد تا زمان ظهور خاتم الأولیاء.
واضح است تصریح ایشان در این عبارت به ظهور حضرت حجت.
عده‌ای به جناب شیخ اشکال می‌کنند که ایشان خودش را امام زمان می‌داند چرا که خود را خاتم اولیاء دانسته است. این عبارت جناب حضرت شیخ جواب به آنها می‌باشد چرا که تصریح به وجود و ظهور خاتم الاولیاء دارد .
ایشان خود را خاتم اولیاء ولایت مقیده می‌داند و حضرت حجت را خاتم اولیاء ولایت مطلقه که در عبارت هم آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۲۳ بازديد

حدیث أنا مدینه العلم و علی بابها در کلام حضرت شیخ اکبر

جناب شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در کتب شریف «الدر المکنون و الجوهر المصون» که کتاب درسی علوم غریبه ی حوزه های علمیه است می فرمایند: و الامام علی ورث علم الحروف من سیدنا محمد و إلیه أشار بقوله « أنا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد العلم فعلیه بالباب »
ترجمه: امام علی به ارث برده اند علم حروف را از آقا و سرورمان محمد صلی الله علیه و آله و به همین مطلب اشاره دارد حدیث پیامبر که فرمود من شهر علمم و علی در آن است و هر که می خواهد وارد شهر علم گردد بر او باد که بسوی در برود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۳۴ بازديد

معرفی رساله (ما لایعول علیه)

یکی از رساله ها و کتاب های جناب حضرت شیخ اکبر محیی المله و الدین و الحق بن عربی رساله ی نوریه ای به نام « لا یعول علیه » می باشد. 
جناب حضرت ایشان در این رساله ی عرشیه که موجز و کوتاه است جملاتی کوتاه لکن بسیار راه گشا در مسیر انسانیت و سیر الی الله و رسیدن به کمال بیان فرموده اند که الحق کمک فراوانی به  سالک الی الله دارد. 
البته ناگفته نماند که جمیع رساله های حضرت شیخ سلام الله علیه از این امتیاز برخوردار هستند که حرف نهایی در توحید و معرفت پروردگار عالم را فرموده و کمکی بس عظیم به سالک الی الله دارد. 
« لا یعول علیه » به معنی "نمی شود به آن اعتماد و تکیه کرد" می باشد . حضرت شیخ در این کتاب به چیز هایی که در راه سیر الی الله می توان تکیه نمود و به چیزهایی که نمی توان تکیه نمود اشاره فرموده اند و جملات این کتاب با «لا یعول علیه» یا «یعول علیه» تمام می شود.
قسمتی از این جملات در مورد حالات سالک الی الله است که به چه حالاتی می توان تکیه نمود و یا نمی توان نظر کرد.
به توفیق الهی و استمداد از روحانیت حضرت شیخ جملاتی از این رساله ی شریفه را برای عزیزان قرار خواهیم داد.
یکی از آن جملات نورانی جمله ی زیر است: 
«کل شوق یسکن باللقاء لا یعول علیه»
        «یعنی هر شوقی که به سبب لقا و دیدار تبدیل به سکون گردد و از بین برود به آن اعتماد نمی شود و ارزش زیادی ندارد.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۳۵ بازديد

امیرالمومنین در کلام شیخ اکبر بن عربی

أوحد الموحدین وارث المحمدی محیی الدین بن عربی در کتاب شریف « الاسرا الی مقام الاسری » که حقایقی عرشی را از زبان پیر و سالک بیان می فرمایند در قسمتی از آن رساله ، به مقام امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام اشاره می فرمایند و حقایقی را در مورد حضرت علی علیه السلام به صورت رمز و اشاره بیان می فرمایند که فهم مراد حضرت شیخ فقط برای راسخین در علم میسر است،  لکن معنای ظاهری آن هم برای آنچه که ما به صدد آن هستیم کافی است .
این کتاب شریف هم همراه رساله های دیگر حضرت شیخ و هم به صورت مستقل و هم ترجمه ی آن مستقلا چاپ شده است .
ما در اینجا به ذکر ترجمه ی قسمت مورد نظر آن می پردازیم تا استفاده ی از آن عمومی تر باشد: « سالک گفت: در آستانه ی در قصر از دربان پرسیدم اینجا چه خبر است ؟ گفت: پیمان همسری بسته شد . اجازه گرفتم و وارد شدم . عروسی پوشیده درآمد . گفتم مرحبا به این ازدواج سعادت مند و بشارت باد به عروس و داماد .
وقتی سخنم پایان یافت آوایی شنیدم چون نسیم صبا، اشعاری در وصف عروس که نامش زهرا بود خواند .
به عروس گفتم تو را شناختم، مقام شوهرت را به من بشناسان . فرمود از حقیقتی پرسیدی که درک نمی شود اما من به اندازه ی فهم تو او را معرفی می کنم. هذا أمین الأمناء و جمال الأنبیاء و بعل الزهراء،  این امین امانت داران و جمال انبیا و شوهر زهرا است » .
تک تک کلمات رمز است و اشاره به حقایقی دارد لکن در اینجا حضرت شیخ تصریح دارند بر اینکه مقام امیرالمومنین علی علیه السلام قابل درک نیست و این خود برای کسی که دنبال حقیقت است کافی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
۳۶ بازديد